به استحضار می رساند

 

مجله«مطالعات ترجمه قرآن و حدیث»با صاحب امتیازی دانشگاه تربیت مدرس

 

 

که در شرف اخذ درجه علمی – پژوهشی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است،

 

آماده دریافت مقالات ارزنده کلیه ی پژوهشگران گرامی در محورهای ذیل می باشد:

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سی ام خرداد 1393 | 11:38 | نویسنده : محمد شقاقي |
 

سایت معجم لهجات یک دیکشنری آنلاین است که اصطلاحات ویژه اکثر لهجه های محلی عربی را بطور طبقه بندی شده ارائه می کند. این سایت برای هر لهجه های عربیکدام از لهجه ها یک صفحه اختصاص داده است و قابلیت جستجو  نیز دارد.

سایت معجم لهجه های عربی هزاران کلمه و اصطلاح در خود دارد که در حال افزایش می باشد. کلمات و اصطلاحات لهجه ها در این سایت به زبان عربی توضیح داده شده است. همچنین این سایت امکان اضافه کردن کلمات جدید را هم به کاربران خود می دهد.

برای ورود به سایت از لینک زیر استفاده کنید.

ورود به سایت لهجه های عربی

برای انتخاب لهجه روی دکمه لهجات در بالای صفحه کلیک کنید.

منبع: عربی برای همه

 


برچسب‌ها: لهجه, معجم, آموزش عربی, لهجه های عامیانه, اللهجة 



تاريخ : جمعه سی ام خرداد 1393 | 11:35 | نویسنده : محمد شقاقي |

برای اطلاعات بیشتر از اطلاعیه افتتاح سایت آموزش آنلاین عربی در سایت عربی برای همه دیدن فرمایید http://www.arabiforall.com/

آدرس سایت اصلی:

http://www.onlinearabic.ir/

عربی آنلاین



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 10:32 | نویسنده : محمد شقاقي |
 

با تشکر از استقبال شما از برگزاری این دوره و درخواست شرکت به صورت حضوری و توسط پست الکترونیکی به اطلاع می رساند:

 دوره در دو سطح تشکیل خواهد شد:

سطح (1) (مقدماتی و متوسط) محور دوره کتاب «اللغه العربیه الحدیثه» چاپ سازمان سمت.

سطح (2) (پیشرفته) محور دوره دو کتاب «التوجیه الثقافی و التوجیه الادبی» چاپ انتشارات دانشگاه تهران

برای هر سطح 50 ساعت منظور شده است.

محل تشکیل کلاس ها دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران خواهد بود.

چون اغلب ثبت نام کنندگان از حضور در ماه های خرداد و تیر و شهریور معذور بودند لذا دوره از نیمه اول مهر ماه شروع خواهد شد.

جهت صدور کارت و تشکیل پرونده الزاما دو قطعه عکس و کپی کارت دانشجویی و کارت ملی تحویل جناب آقای صفا کارشناس گروه عربی دانشگاه تهران داده شود.

در صورت حضور مرتب دانش آموختگان مدرکی با امضای دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و مؤسسه کویتی بابطین داده خواهد شد.

در این دوره از افراد با تجربه کامل در این رشته (ایرانی و عربی) استفاده خواهد شد.

دفتر تحصیلات تکمیلی گروه زبان و ادبیات عربی

10 /3/ 93



تاريخ : سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 | 10:29 | نویسنده : محمد شقاقي |

ترجمه اشتراکات لفظی در افعال فارسی و عربی

 

بسیاری از افعال در زبان فارسی و عربی مشترک هستند، بدین معنی که برای توصیف کار‌های مختلف از یک فعل مشترک استفاده می‌شود. اما وقتی این فعل را ترجمه می‌کنیم نباید آن‌ها را به صورت مشترک ترجمه نما‌ییم در ادامه به مثال‌هایی توجه کنید که مطلب را روشن‌تر بیان می‌کنند.

غذا خورد

تناول الطعام

سرما خورد

اصیب بالبرد او بالزکام

آب خورد

شرب الماء

غصه خورد

اغتم

قسم خورد

اقسم

لیز خورد

انزلق

زمین خورد

سقط علی الارض

در امتحان رانندگی رد شد

رسب فی اختبار قیاده السیاره

پیشنهاد شما رد شد

رفض اقتراحکم

از این‌جا رد شد

مر من هنا

ضَرَبَ

زد

ضَرَبَ الی کذا

متمایل شد

ضَرَبَ الجزیه

جزیه و مالیات را واجب ساخت

ضَرَبَ الخیمه

خیمه برافراشت

ضَرَبَ الدهر بینهم

روزگار بین آن‌ها جدایی افکند

ضَرَبَ علیه الحصار

او را محاصره کرد

ضَرَبَ فی البوق

در بوق دمید

ضَرَبَ فی الارض

در طلب روزی خارج شد

ضَرَبَ به عرض الحایط

با خواری رهایش ساخت

ضَرَبَ عنه صفحا

از او روی گردانید

ضَرَبَ علی یده

مانع کار او شد

ضَرَبَ بیده

اشاره کرد

ضَرَبَ الشی بالشی

چیزی را با چیزی مخلوط کرد

ضَرَبَ له مثلا

برایش مثلی زد

ضَرَبَ فی حدید بارد

تلاش بیهوده کرد

ضَرَبَ  الاجل

مهلت تعیین کرد

ضَرَبَ آباط الامور

باطن امور را دریافت

ضَرَبَ اخماسا فی اسداس

بدنبال مکر و نیرنگ بود

ضَرَبَ الخاتم

انگشتر را ساخت

ضَرَبَ علیهم اللیل

شب بر آن‌ها طولانی گشت

ضَرَبَ فی الماء

شنا کرد

ضَرَبَ قلبه

قلبش تپید

ضَرَبَ له فی ماله سهما

در اموالش برای او سهمی قرار داد

ضَرَبَه العقرب

عقرب او را نیش زد

 

 

 

اشتراکات لفظی در اسم‌ها فارسی و عربی

زبان عربی علاوه بر خط و نگارش، ارتباط بسیار نزدیکی با فارسی دارد. از این رو بسیار اتفاق افتاده که واژگان فارسی و عربی با یک لفظ نوشته می‌شوند اما این بدان معنا نیست که هر دو واژه از نظر معنایی مشابه یکدیگر باشند. در چنین حالتی مترجم باید نهایت دقت خود را بدین امر مبذول دارد تا در انتقال معنا دچار مشکل نشود.

مخابرات

اداره مخابرات

اداره اطلاعات

زبون

خوار، ناتوان

مشتری

حوصله

صبر

چینه‌دان

تقلیدی

تقلید شده

سنتی

صورت

چهره

عکس

خسیس

بخیل

پست

میمون

حیوان

مبارک

ناظر

نظارت گر

ناظم مدرسه

رسوم

آداب

نقاشی‌ها

منظور

مقصود

قابل رویت

شراب

مسکر

نوشیدنی

مجتمع

محل مسکونی

اجتماع

اداره

موسسه

چرخاندن

نفر

شخص

جماعت مردان

مکتب

مدارس قدیم

دفتر کار

دغدغه

نگرانی

غلغلک

ملت

مردم

دین

برق

الکتریسیته

تلگراف

ادویه

چاشنی

داروها

تخلف

خلاف کردن

عقب ماندگی

عکس

تصویر

برعکس

نشاط

شادمانی

چابکی

مجرم

گناهکار

جنایتکار

بهار

فصل بهار

چاشنی

موظف

مکلف

کارمند

ناظم

معاون

سراینده

شوکت

عظمت

چنگال غذا

مصرف

استفاده کردن

بانک

تورم

گرانی

متورم شدن

اسباب

وسایل

سبب‌ها



تاريخ : چهارشنبه هفتم خرداد 1393 | 19:33 | نویسنده : محمد شقاقي |
محورهاي همايش
نظریه ها و روش شناسی ادبیات تطبیقی -
ادبیات فارسی و عربی از منظر ادبیات تطبیقی 
تأثیر زبان و ادبیات فارسی و عربی بر ادبیات جهان 
بررسی انتقادی پژوهشهای ادبیات تطبیقی فارسی و عربی
-چشم اندازهای پژوهشهای ادبیات تطبیقی فارسی و عربی

 

 

 

برگزار كنندگان: دانشگاه فردوسی مشهد دانشگاه لبنان
------------------- تحت حمایت اطلاع رسانی وب سایت ایران کنفرانس
مهلت ارسال چكيده مقالات:  مهلت ارسال متن كامل مقالات: 15 شهریور 1393 تاريخ برگزاري همايش: هشتم و نهم مهر 1393

سايت همايش: clpa.um.ac.ir تلفن تماس دبيرخانه: 0511880435-6 آدرس دبيرخانه:  محل برگزاري: دانشگاه فردوسی مشهد ایمیل: clpa@um.ac.ir



تاريخ : چهارشنبه هفتم خرداد 1393 | 19:1 | نویسنده : محمد شقاقي |
 

اطلاعیه 3: دبیرخانه همایش بینامتنیت تناص

ضمن سلام و تبریک اعیاد پیش‌رو و همچنین تشکر از حضور پرشور درهمایش ملی بینامتنیت(تناص)، اطلاعیه سوم را تقدیم محضرتان می‌کنیم.

همایش ملی بینامتنیت(تناص) زیر نظر استاد فرهیخته جناب آقای دکتر سید رضی مصطفوی نیا در موسسه قرآن و عترت و با حمایت دانشگاه‌ها، موسسات از جمله دانشگاه قم، دانشکده اصول الدین قم، دانشگاه آزاد اسلامی قم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، دارالقرآن دفتر تبلیغات اسلامی قم، ایران داک و انجمن عربی برگزار می‌شود. الحمدالله، فرآیند دریافت چکیده‌ها و مقالات به خوبی در حال پیگیری است که روند آن به شرح زیر است.

علارغم اینکه گفته شد ارسال چکیده‌ها را به روزهای پایانی موکول نفرمایید در آخرین روز اتمام دریافت چکیده، تا ساعاتی چند از بامداد، دریافت چکیده‌ها ادامه داشت تا آنجا که دبیرخانه همایش، رکوردِ دریافت 100 چکیده را تنها در روز پایانی، ثبت کرد. پیرو تماس‌های مکرر فرهیختگان ارجمند مبنی بر تمدید، و تقارن این هفته با مبعث رسول اکرم(ص)، دریافت چکیده‌ها تا ساعت 24 جمعه 9/3/93 تمدید می‌شود.

-جواب‌های ما به سولات متداول شما:

*فرآیند اصلاح چکیده‌های دریافتی در حال انجام است بنابراین با سعه صدر مقالات ارزشمند خود را تنظیم بفرمایید هم اکنون لیست چکیده های پذیرفته شده در سایت موجود است
*زبان مقاله شما، به زبانِ چکیدهِ ارسالی از طرفِ شما، بستگی دارد.
*ارسال آثار شما تنها از طریق ایمیل می باشد:tanas.hafezan@gmail.com

*مقالات پس از داوری در مجموعه مقالات چاپ می‌شود و امتیاز همایش را دریافت می‌کنید. اگر مقالاتِ ارسالیِ شما، در طراز مجلات پژوهشی بود به مجلات مرتبط ارسال می‌شود.

-تاریخ‌های مهم:

*دریافت چکیده‌ها با تمدید: 9/3/93

*اعلام چکیده‌های پذیرفته شده در سایت‌: 5/3/93 - 14/3/93

*دریافت مقالات با تمدید: 20/4/93

*برگزاری همایش: شهریور ماه

-لازم بذکر است فرآیند ارسال آثار خود را در زمان‌های تعیین شده به انجام برسانید و به روزهای پایانی موکول نکنید.

-اطلاعیه‌های همایش را از درگاه‌های اینترنتی زیر رصد فرمایید:

سایت اصلی: www.hafezan.ir   

وبلاگ کمکی:   panorama.persianblog.ir

خط ارتباطی ما با شما: 09198505024

در صورت اشغال بودن، پیامک بفرمایید.

 



تاريخ : یکشنبه چهارم خرداد 1393 | 12:59 | نویسنده : محمد شقاقي |

 

 

گروه آموزشی زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران با همکاری موسسه عبدالعزیز

سعود البابطین یک دوره آموزشی مهارتهای زبانی «زبان عربی» برگزار می نماید.

شرکت در این دوره برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی رایگان است

و ثبت نام داوطلبان از تاریخ 27/2/93 از طریق مراجعه حضوری به دفتر گروه

عربی – دانشگاه تهران – دانشکده ادبیات – طبقه چهارم اتاق شماره 422

یا با ارسال ایمیل به نشانی : dr.azarshab(AT)gmail.com امکان پذیر است.

سایر اطلاعات و شرایط شرکت کنندگان در جلسه توجیهی که روز دهم خرداد

ساعت 12-10 در محل کتابخانه گروه عربی تشکیل خواهد شد

به اطلاع خواهد رسید.

(دفتر تحصیلات تکمیلی گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران)



تاريخ : یکشنبه چهارم خرداد 1393 | 12:46 | نویسنده : محمد شقاقي |

با اهداء سلام و تحيات به اطلاع كليه خوانندگان محترم اين وبلاك و اعضاء انجمن مي رساند انتشارات « سيادت»و ابسته به انجمن علمي آموزشي زبان و ادبيات عرب آماده ي چاپ آثار ارزشمند مؤلفان گرانقدر در موضوعات مختلف مي باشد علاقمندان مي توانند جهت اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي ذيل تماس حاصل نمايند.

09126670635  و 02645362412

آدرس ايميل:  siadat.nashr@yahoo.com

  

 



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 | 20:59 | نویسنده : محمد شقاقي |

۱- تکمیل فرم ویژه عضویت

۲-داشتن حداقل مدرک تحصیلی لیسانس در رشته زبان و ادبیات عرب و رشته های مرتبط

۳- رزومه علمی-تحقیقی و پژوهشی

۴- کپی همه صفحات شناسنامه

۵- کپی آخرین مدرک تحصیلی

۶-کپی کارت ملی

۷- کپی آخرین حکم کارگزینی(مخصوص فرهنگیان)

۸- دو قطعه عکس ۴*۳

۹- کپی فیش پرداخت حق عضویت

جهت مشاهده و دریافت فرم عضویت اینجا یا word اینجارا کلیک کنید.



تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد 1392 | 7:41 | نویسنده : محمد شقاقي |
مطابقة الاشهر المیلادیة للاشهر الشمسیة

الاشهر المیلادیة

تلفّظها بالعربیة

الاشهر العربیة

مطابقة الاشهر المیلادیة للاشهر الشمسیة

ژانویه

ینایِر

کانون الثاني

11 دی

فوریه

فبرایِر

شباط

12 بهمن

مارس

مارتش

آذار

10 اسفند

آوریل

ابریل

نیسان

12 فروردین

مه

مایس- مایو- می

ایّار

11 اردیبهشت

ژوئن

یونیو

حزیران

11 خرداد

ژوئیه

یولیو

تمّوز

10 تیر

اوت-اگوست

أغسطس

آب

10 مرداد

سپتامبر

سبتمبر

ایلول

10 شهریور

اکتبر

اکتوبر

تشرین الأول

9 مهر

نوامبر

نوفَمبِر

تشرین الثاني

10 آبان

دسامبر

دیسامبِر

کانون الأول

10 آذر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«اب،ابن،بنت،أخ،أم»در ترکیب با برخی اسمها

«اب،ابن،بنت،أخ،أم»در ترکیب با برخی اسمها

الف)«بِنت»یا«بَنات»+اسم

واژه ترکیبی

معنای واژه

بِنت الشَّفَة

سخن،کلمه

بِنتُ الهَوَی

زن هرزه

بِنتُ الارض

سنگریزه

بِنتُ العَین

اشک

بِنتُ الدَّهر

مصیبت،بلا

بِنتُ القُنصُل

نوعی گل گرمسیری

بِنتُ العِید

دعسوقه،حشره ای ازتیره کفشدوزها

بَناتُ الارض

رودخانه ها

بَناتُ أَخدَر

گورخران

البَنات

دختران،عروسکها

بَناتِ النَّعش الکُبری

هفت اورنگ مهین،دُبّ اکبر

بِنتُ الیَمَن

قهوه

بِنتُ العِنَب

شراب

بِنتُ الکَرم،ج:بَنات الکُرُوم

شراب

بِنتُ الألحان

شراب

بِنتُ العنقود

شراب

بِنتُ النَّقا

نوعی سوسمار

بِنتُ الوِدن

لوزه،بادامک

بَناتُ الصدر

غم واندوه ها

بَناتُ أَودَک

سختیها،بلاها

بَناتُ بِئس

سختیها،بلاها

بَناتُ النَّعش الصُغری

هفت اورنگ کهین،دُبّ اصغر

 

ب)أب+اسم

واژه ترکیبی

معنای واژه

أبُو یَقظان

خروس

أبُو نَظارة

عینکی

أبُو جُعران

سرگین گردان(سوسک)

أبُو کِرش

شکم گُنده

أبُو فَصادَة

دم جنبانک(نوعی پرنده)

أبُو الحصین

کنیه روباه

أبُو قَتَب

شخص گوژپشت

أبُو خَنجَر

شاهی،ترتیزک

أبُو رُکبَة

کلم قمری

أبُو نَوم

خشخاش

 

ج)ابن+اسم

 

واژه ترکیبی

معنای واژه

ابنُ الشَّرق

شرقی

ابنُ عِرس

راسو

ابنُ الماء

مرغ بوتیمار

ابنُ الطِّین

آدم

اینُ النعامة

ساق پا

ابنُ السَّبیل

رهگذر،درراه مانده

ابنُ ذکاء

صبح

ابنُ عشرین

بیست ساله

ابنُ البَطن

شکم پرست

ابنُ تُمَّرة

پرنده ای که شهد شکوفه ها رامی مکد.

 

د)أخ+اسم

واژه ترکیبی

معنای واژه

أخو الجَهل

جاهل

أخو الفَضل

فاضل

أخو العِلم

عالم

أخو الجُود

جواد،بخشنده

 

ه)أُمّ+اسم

واژه ترکیبی

معنای واژه

أُمُّ الخَبائِث

شراب

أُمُّ الخَلِّ

شراب

أُمُّ القُرَی

مکه معظمه

أُمُّ الحَرب

پرچم

أُمُّ أربع و أربعین

هزارپا،گوش خزک

أُمُّ جابِر

حلیم(نوعی خوراکی)

أُمُّ حَباحِب

کِرم شب تاب

أُمُّ القوم

سرکرده جماعت

أُمُّ الرَّأس

مغز سر

أُمُّ النُّجوم

کهکشان

أُمُّ حُباب

دنیا،گیتی

أُمُّ الطریق

شاهراه

أُمُّ جَعار،أُمُّ عامر

کفتار

أُمُّ الدِّماغ

پرده ی نازک روی مغز



تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1392 | 18:44 | نویسنده : محمد شقاقي |

الأضراس المسوّسة

کان في فمي ضرس مسوّس  وکان یحتال علی تعذیبي فیسکن متربّصاً ساعات النهار

و یستیقظ مضطربًا في هدوء اللیل عندما یکون أطباء الأسنات نائمین و الصیدلیّة

مقفلة.  ففي یوم وقدنفد صبري ذهبت إلی أحد الأطباء وقلت له :ألا فانزعه ضرساً خبیثاً

یحرمني لذّة الرقاد و یحوّل سکینة لیالّيّ إلی الأ نین و الضجیج.

فهزّ الطبیب رأسه قائلاً : من الغباوة أن نستأصل الضرس إذا کانبامکانناتطبیبه.

 ثمّ أخذ یحفر جوانب الضرس وینظف زوایاه و یتفنّن بتطهیره من العلّة .

ولماو ثق بأنّه صار خالیاً من السوس حشا ثقوبه بالذهب الخالس ثمّ قال مفاخراً  : لقد أصبح ضرسک   

العلیل أشد و أصلب من أضراسک الصحیحة.

فصدقت کلامه و ملأت  حفنته بالد نانیر وذهبت فرحاً.  ولکن لم یمر الأسبوع حتی

عاد الضرس المشؤوم إلی تعذیبي و إبدال أنغام روحي بحشرجة الاحتضار وعویل الهاوة.

فذهبت إلی طبیب اخرو قلت له بصوت یعانقه الحزم : ألا فاخلعه ضرساً مذهباً شرّیراً

ولا تعترض «فمن یأکل العصي لا کمن یعدّها».

فنزع الطبیب الضرس وکانت ساعة هائلة بأوجاعهاولکنها کانت ساعة مبارکة.

وقد قال لي الطبیب بعدأناستأصل الضرس  وتفحّصهجیّداً: لقدفعلت حسناً فالعلّة  قد تحکّمت بأصول

ضرسک هذا حتی لمبیق رجاء  بشفائه. 

وقد نمت مرتاحاً في تلک اللیلة،ولم أزل في راحة،والحمد للخلع والاستئصال.في فم الجامعة البشریّة

أضراس مسوّسة وقد نخرتها العلّة حتی بلغت عظم الفک،غیر أن الجامعة البشریّة لاتستأصلها لترتاح من

أوجاعها بل تکتفي بتمریضها  وتنظیف خارجها وملء ثقوبها بالذهب المّاع.

جُبران خلیل جبران

  

 

 ***************************************************************

 

 

الشعـاع الأســود

 

 

 

يوسف وهبـــون

الشعـاع الأســود

حوار بين الفنان التشكيلي والشاعر

ترجمة: محمد أسليــم

 

                                                                               

«تعرف الكلمات عنا ما نجهله عنها»

روني شار (René Char)

الشاعر: أحببت دائما رسومك. ويعود إعجابي بفنك إلى وقت طويل، إلى الفرصة الأولى التي أتيح لي فيها أن أشاهد لوحاتك ورسومك. إني أرى فيك الامتداد المغربي ليس لحركة فنية، وإنما لسلالة من الرسامين المتناثرين في التاريخ، والذين سكنوا دائما إحساسي، من غويا Goya إلى باكون Bacon، مرورا بإنصور Ensor وفان غوغ Van Gogh ومونش Munch وكورينث Corinth وديكس Dix وبيكمان Beckmann وجياكوميتي Giacometti، ووصولا إلى زوران موزيك Zoran music... لا يستطيع أي اعتبار كرونولوجي أو إستطيقي تبرير تواجد كل هؤلاء الفنانين في اللائحة السابقة ولا ذكرهم بصدد الحديث عن عملك، لكنني أود مقاسمتك هذه الرعشة الواحدة دائما والمختلفة في كل مرة، التي تستحوذ علي كلما كنت أمام صور هؤلاء الرسامين، أمام صورك.

الفنان التشكيلي: تشكل بعض الأسماء التي ذكرتها جزءا من إعجابي الأكثر حيوية في الرسم. فمونش وباكون وبيكرمان وموزيك يثيرون في دواخلي ومضات إبداعية جامحة، أي نوعا من الإثارة القوية جدا. إني أحس إحساسا عميقا بهذا التمثيل الدرامي للجسد، الجسد المختزل، المعذب، المفتت، العاري، المعرض للزمن وللعالم، وإبداعي بدوره يتمحور في جزء كبير منه حول الجسد، جسد الإنسان المتروك لذاته، المتخلى عنه إلى مشهد عرائه الشديد التأثر بالبرد. ومع أن رؤيتي اغتنت كثيرا بتأمل لوحات أولئك الرسامين، فإنه لا يمكنني معرفة ما إذا كانت تمر في لوحاتي ذكريات عنهم.

الشاعر: لكن، هل تكمن هذه الصلة الملغزة – الجامعة بين هؤلاء الفنانين حسب ما يبدو لي – في اختيار الجسد فقط؟ لقد تعرفت دائما في هذه الصور على نبرة يائسة. رؤية تراجيدية للشرط البشري، إخراج (mise en scène) حزين للعزلة التي تعتبر الأخت الكبرى للموت، لكن ما هذا الإحساس الثقيل والتائه الذي قد يكون أصلا في كون لوحات هذا تبعث العاطفة التي ولدها في تأمل لوحات الآخر؟

الفنان التشكيلي: ألا ترى أنه قد يكون ثمة رسامون للألم والمعاناة، على نحو ما يقال إن رونوار Renoir رسام للسعادة أو جان ستين Jean Steen رسام للفوضى مثلا؟ فلجميع الفنانين الذين ذكرتهم معيش موسوم بالألم، إن بدرجات مختلفة. غير أنني أحاول أن أتجنب – قدر المستطاع - تدخل الكائن البيوغرافي في علاقتي مع الإبداع الفني لدى الآخر. فعندما عرفت معلومات عن المرأة التي نقلها أوتو ديكس Otto Dix في لوحته «ملمح الآنسة سيليفيا فون هاردن»، أحسست – وهذا اعتراف مني – بلذة كبرى (قال لها الفنان: «إنك تمثلين حقبة بكاملها»)، غير أن لذة هذه المعلومة لم تضع حدا للانبهار الذي أثاره في اللقاء الأول مع ذلك العمل، ولحلم اليقظة الحر الذي رافق تأملي الأولي. وباختصار، إن العمل الفني يحدثنا، يسائلنا، يقلقنا ويحرك شعورنا في استقلال عن صاحبه. فهو يحمل في ذاته حياته الخاصة وسيرته الخاصة، أتساءل أحيانا عما إذا كان من الضروري، لكي نحب لوحات فان غوغ، أن نعرف أنه قد قطع إحدى أذنيه، وأنه انتحر بعد حياة شقية. وحتى أعود لسؤالك، يبدو أن عمل هؤلاء الفنانين يصف كونا من الكآبة والضيق البشريين، إنه يمثل الإنسان في علاقته العدائية مع العالم ومع ذاته.

الشاعر: نعم، يوجد الإنسان في لوحاتهم وهو على خلاف مع قدره، يوجد تعبانا، معاملا معاملة سيئة، مقموعا. لكن الألم والمعاناة يشاهدان هنا وهناك، في الأمكنة قاطبة، ألا تعد لوحتا «ميدوزة» لجيريكو Géricault و«مجازر دسيو» لدولاكروا عملين رائعين في الألم والقلق؟

لقد سجل تاريخ الفن التشكيلي دائما تعابير عديدة عن الألم، مقاطع كثيرة من هذا الظل الوجودي الذي يخيم على حياة الإنسان، كالو Callot، دولاكروا، دومييه Daumier...

الفنان التشكيلي: شييل هوبر Schiele Hopper، باسين Pascin، إلى جان ميشال باسكيا Jean Michel Pasquia...

الشاعر: وآخرون أيضا، من القدم حتى أيامنا هذه. ولا أظن أن هذا التعبير عن الألم هو ما يجمع بين الفنانين الذين ذكرتهم. لكن هل سأتوصل إلى النفاذ إلى سر ذلك الرابط؟ إني أرى في هذه الأعمال ما يشبه عبور شعاع أسود، صرخة شديدة صارت أقوى بفعل الصم الذي يخنقها، عبور قوة سوداء تشبه إحساس الإنسان بالحرمان من كل عون رباني، وإحساسه بالحرمان، لكن بم يتعلق الأمر بالضبط؟ ذاك ما أجهله.

الفنان التشكيلي: ألا ينبغي البحث عن تفسير لهذا الاختيار، هذا التجميع الذي يبقى داخليا صرفا وذاتيا محضا، في التعبير الشكلي لهؤلاء الفنانين التشكيليين الذين يفضلون – كل بطريقته – نبذ النزعة الطبيعية وللمحاكاة لفائدة تحويل للعالم المرئي، انتهاك لمعطيات الواقع الموضوعية. بل إن بعضهم، أمثال غويا Goya وبيكمان يمضون في أغلب الأحيان إلى حد التميز عن الواقع لينكفئوا على رؤاهم الداخلية.

الشاعر: بالفعل، كلما كنت أمام أعمال هؤلاء الفنانين أثار انتباهي هذه الطريقة المغيرة للوجه، هذه الممارسة المحرفة للصور، غير أن هذا الذوق التحريفي ربما ينطلق من طبيعتي، من سيكولوجية فردية؛ فمنذ صغري وأنا أملك ضعفا دائما تجاه الأشياء التي لا تعيد إنتاج أشكال العالم المطمئنة. لقد أثارت في صورة نقل ما تشويه ما، دائما غبطة مشبعة بقلق. ففن غويا، ومونك، وباكون، وآخرين، أزعج دائما الحدود الصافية لما هو قابل للملاحظة، الواقع يحتفظ به لصالح فرجة تباعده وتشققه، والأشياء ترى من خلال نفس معذبة تلقي ظلها على العالم ناقلة إليه عدوى قلقها. إن عمل هؤلاء الفنانين يفسح المجال لرؤية العديد من تصرفات الفعل التصويري المتمرد ضد مفروضات المرئي. من فنان لآخر، تختلف الطريقة دائما، وفوق ذلك، لا أعتقد أنه بإمكان فنان ما أن يحرف الأشياء تماما على النحو الذي يفعله فنان آخر. ذلك أن العمل الفني الذي يحرف شيئا ما إنما هو انعكاس لواقع نفسي وشخصي، والذين لم يفعلوا سوى تبني طريقة فان غوغ أو سينياك أو كشوفات بيكاسو أو ماتيس، لم يقدموا أي شيء من دواخلهم. لا أعتقد أنه بإمكان امرئ أن يمتلك طريقة في التحريف مماثلة لشخص آخر.

الفنان التشكيلي: وأنا بدوري لا أعتقد ذلك تماما، لقد ذكرتني بصديق كان يردد دائما على مسمعي، وهو يمزح: «تلقينا تكويننا مجتمعين، ونحن [الآن] نحرف مفترقين «Nous avons été formés ensemble, nous déformons différemment» . التحريف واحد، ذلك أنه شهادة ورفض وقوة امتداح للنفس خالصين. ومن يحرف يقترح روايته الخاصة للعالم، قراءته الخاصة للخارج الكوني. عندما تعقد الذاكرة تشابهات وتماثلات بين مختلف الفنانين ذوي حركة محولة، فذالك لتتيح لنا أن نحس ونسمع هذا من خلال ذاك، أكثر من الإشارة إلى وجود تشابه ما، يبدو أنك متفق معي. ويتعين علي فهم أن هذه الصلة العميقة التي تطبع عمل فنانيكم لا يجب العثور عليها في علاقة الفعل التشكيلي بالواقع، أي في الانتهاك الشكلي الذاتي. ألم تتوصل بعد إلى توضيح هذا الرابط الخفي؟

الشاعر: لا، ومهما بلغت جدية مجهود كلامي في سبيل توضيحه، فإنه (أي المجهود) ربما لن يؤول إلا إلى التردد نفسه، إذا حدث أن تكلمنا عن هذه الأعمال، فقد تتابع ردود أفعالي في محاولة تفسير غير مجدية.

الفنان التشكيلي: ربما ستكون بحثا عن جواب يحسن عدم العثور عليه عسى أن يجد الكلام التأويلي مم يقتات.

   جبران خلیل جبران

**************************************************************

 

 

الکَآبَة الخرساء

أنتم أیّها الناسُ تذکرونَ فجرَ الشَبیبةِ فرحینَ باسترجاعِ رُسُمه مُتأسِّفینَ علی انقِضَائِهِ،أمّا فأذکرهُ مثلَما

یذکرُ الحرُّ المعتَق جُدرانَ سِجنِهِ و ثِقلَ قیودِهِ.أنتم تَدعونَ تلک السِنینَ التي تَجيءُ بینَ الطُفُولَةِ و

الشَبابِ عهداً ذَهبیا یهزأ بمتاعب الدَهرِ و هواجسِهِ و یطیرُ مُرفرفاً فوقَ رؤوسِ المَشاغِلِ والهُمُوم مثلَما

تجتازُ النحلةُ فوقَ المستنقعاتِ الخَبیثَةِ سائرةً نحو البساتین المُزهرة؛أمّا أنا فَلا أستطیعُ أن أدعوَ سِني الصِبا سوی عَهدِ آلامِ خَفِیَّةِ خَرساءَ کانت تقطُنُ قلبي و تثورُ کالعَواصِفِ في جَوانبِهِ و تَتکاثَرُ نامیةَ

 بِنُموِّه،و لم تَجِد مَنفَذاً تنصَرِفُ منه الی عالمِ المعرفةِ حتَّی دخلَ الیه الحُبُّ و فتح أبوابَه و أنارَ

زوایاه.فالحبُّ قد أعتقَ لساني فتکلَّمتُ و مزّقَ أجفاني فبکَیتُ وفتحَ حُنجرتي فتنهَّدتُ و شکَوتُ.

أنتم أیّها  الناسُ تذکُرون الحُقُولَ و البَساتینَ و  الساحاتِ و جوانبَ الشوارع التي رأَت ألعابکم و سمعَت

 هَمسَ طُهرِکم،وأنا أیضاً أذکرُ تلک البُقعةَ الجمیلةَ من شمالِ لبنانَ،فما أغمَضتُ عینيَّ عن هذا المُحیطِ

إلاَّ رأیتُ تلک الأودیةَ المَملوءةَ سحراً وهبیةً،و تلک الجبالَ المُتعالیةَ بالمَجدِ و العَظمَةِ نحوَ العَلاءِ،و لا

صَمَمتُ أُذُنيَّ عن ضَجَّةِ هذا الاجتماع إلاّ سمعتُ خریرَ السَواقي و حفیفَ تلک الغُصونِ.و لکنَّ هذه

 المحاسنَ التي أذکرها الآن و أتشوّق إلیها تَشَوُّق الرَضیعِ الی ذِراعَي أمِّه،هي هي التي کانت تعذِّبُ

روحي المسجونةَ في ظُلمَةِ الحَداثةِ مثلَما یتعذّبُ البازيُّ قضبانِ قفصِهِ عندما یَری أسرابَ البُزاة تسبحُ

 حُرّةً في الخَلاءِ الواسع؛و هي التی کانت تَملأُ صَدري بأوجاعِ التأمّل و مَرارة التفکیر و تنسُجُ بأصابعِ

 الحَیرةِ و الالتباس نِقاباً من الیأس و القُنوطِ حولَ قلبي.فلم أذهَب الی البَریّةِ الاّ عدتُ منها کئیباً جاهلاً

أسباب الکآبة، ولا نظرتُ مساءً الی الغُیومِ المتَلَوِّنَةِ بأشعَّة الشمسِ الاّ شعرتُ بانقباضٍ مُتلِفٍ ینمو

لجهلي معانيَ الانقباض، ولاسمعتُ تغریدةَ الشُحرورِ أو أغنیةَ الغدیرِ الاّ وقفتُ حزیناً لجهلي مُوحیاتِ الحُزن.

یقولون إن الغَباوةَ مهدُ الخُلُوِّ، والخُلُوِّ مرقدُ الراحة- وقد یکونُ ذلک صحیحاً عندَ الذینَ یُلَدون أمواتاً و

یعیشون کالأجساد الهَامِدَةِ الباردةِ فوق التُرابِ،و لکن إذا کانت الغَباوةُ العمیاءُ قاطنةً في جوار العواطفِ

 المستیقظةِ تکونُ الغباوةُ أقسی من الهاویةِ و أمرَّ من الموتِ.و الصَبيُّ الحسّاسُ الذي یشعُرُ کثیراً

ویعرفُ قلیلاً هو أتعسُ المخلوقات أمام وجهِ الشمس لأن نفسه تظلُّ واقفةً بین قُوَّتین هائلتَین

متباینتین:قوّةٍ خفیّةٍ تُحلِّقُ به في السحابِ و تُریهِ محاسِنَ الکائنات من وراء ضَباب الأحلامِ،و قوّةٍ ظاهرةٍ

تُقیِّدُهُ بالأرض و تغمُرُ بصیرته بالغُبار و تترکهُ ضائعاً خائِفاً في ظُلمةٍ حالکة.

للکآبةِ أیدِ حریریّةُ المَلامِس قویّةُ الأعصاب تقبِضُ علی القلوب و تؤلمُها بالوحدة،فالوحدةُ حَلیفةُ الکآبةِ

 کما أنّها ألیفةُ کلِّ حرکةٍ روحیّة.و نفسُ  الصبيِّ المُنتصبةُ أمام عوامل الوحدةِ وتأثیراتِ الکآبةِ،شبیهةٌ

بالزَنبقةِ البیضاءِ عند خروجها من الکِمام ترتعشُ أمام النَسیم وتفتحُ قلبها لأشعَّة الفجرِ  وتضُمُّ أوراقها

 بمرور أَخیلةِ المَساءِ،فإن لم یکن للصَبِيِّ من الملاهي ما یشغل فکرتَه، و من الرفاق من یشارکُهُ في

المُیولِ،کانت الحیاةُ أمامه کحبسٍ ضَیِّقٍ لا یری في جوانبِهِ غیرُ أنوال العناکب و لایُسمَعُ من زوایاه

 سوی دَبیب الحَشَرات.

أمّا تلک الکآبةُ التي اتَّبعَت أیّام حَداثتي فلم تکن ناتجةً عن حاجتي الی الملاهي لأنّها کانت مُتوفرةً

لديَّ،ولا عن افتقاري الی الرفاق لأنّني کنتُ أجدُهم أینما ذهبتُ،بل هي مِن أعراض عِلّةٍ طبیعیةٍ في

النفسِ کانت تُحبُّبُ اليّ الوحدة و الانفراد،و تُمیتُ في روحي المُیولَ الی الملاهي و الألعاب،و تخلَعُ عن

 کتفي أجنحةَ الصِبا،و تجعَلُني أمام الوجودِ کحوضِ میاهٍ بین الجبال یعکِسُ بهدوئِهِ المحزن رسومَ

الأشباح و ألوان الغیوم وخطوطَ الأغصانِ،و لکنّه لا یجدُ ممرّا یسیرُ فیه جدولاً مُترنّماً الی البحر.

هکذا کانت حیاتي قبل أن أبلغَ الثامنةَ عشرةَ،فتلک السنةُ هي من ماضِيِّ بمقام القِمّة من الجبل،لأنّها

أوقفتني مُتأمِّلاً تجاهَ هذا العالم و أرتني سُبلَ البشرِ،ومروجَ میولهم،و عقبات متاعبهم،و کهوفَ شرائِعهم وتقالیدهم.

في تلک السنةِ وُلدتُ ثانیةً،و المرءُ إن لم تحبَل به الکآبة و یتمخَّض به الیأسُ و تضَعهُ المحبّةُ في مهد

الأحلام،تَظَلَّ حیاته کصفحةٍ خالیةٍ بیضاء في کتاب الکیانِ.

في تلک السنةِ شاهدتُ ملائکة السماء تنظرُ اليّ من وراء أجفان امرأةٍ جمیلةٍ، وفیها رأیتُ أبالِسَةَ

الجحیم یَضُجُّون و یتراکَضون في صدر رجلٍ  مجرمٍ.ومن لا یشاهدُ الملائکةَ و الشیاطین في محاسن

الحیاة و مَکروهاتِها یَظلُّ قلبه بعیداً عن المعرفة و نفسه فارغةً من العواطِفِ.

 

 

 

 



تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر 1392 | 18:41 | نویسنده : محمد شقاقي |
با اهداء سلام و تحيات به اطلاع كليه خوانندگان محترم اين وبلاك و اعضاء انجمن مي رساند انتشارات « سيادت» و ابسته به انجمن علمي آموزشي زبان و ادبيات عرب آماده ي چاپ آثار ارزشمند مؤلفان گرانقدر در موضوعات مختلف مي باشد علاقمندان مي توانند جهت اطلاعات بيشتر با شماره تلفن هاي ذيل تماس حاصل نمايند.

09126670635  و 02645362412

آدرس ايميل: siadat.nashr@yahoo.com



تاريخ : پنجشنبه نهم آذر 1391 | 18:50 | نویسنده : محمد شقاقي |

             

                                                                          « به نام آفريدگار انديشه ها»                          

 

          نام و نام خانوادگي:                                              آزمون عربي سال اول متوسطه                                  مدت: 75 دقيقه

 

          نام كلاس :                                                                                                                                      تاريح:                      

 

س1- ترجم العبارات الي الفارسية:     3      نمره

 

الف- مَاالفائدةُ في ثروةٍ وَرائَها لعنةُ النّاسِ.

 

ب- سيّدي ، عددٌ مِنْ شَبابِنا خَرَجُوا مِنْ دينِنا.

 

ج- القرآنُ مِنْهاجٌ لِسَعادَةِ اْلانْسانِ وَ عَقيدةٌ لِلْحياةِ .

 

س2- عين الترجمة الصحيحة‌ :    5/1     نمره

 

 الف) ذكروا للفوم اربعين فائدة. 

 

براي پياز چهل فايده ذكر شده است . (   )               براي سير چهل فايده ذكر كرده اند .(   )

 

ب ) قد افلح المؤمنون .

 

مردان با ايمان رستگار شدند (    )                          رستگار شده گان همان مؤمنانند. (    )

 

ج) فرصت يادگيري را غنيمت شمار .

 

الفرصة للتعلم غنيمة (   )                             اغتنم الفرصة للتعلم (   )

 

 

 

3- ترجم الكمتين : 75/0                         الحديد(                          )      أَقامَ (                           )                        

 

4- جمله زير را به عربي برگردانيد :‌    5/0     نمره

 

(الآن مي روم و نماز ميخوانم )

 

5- اكمل الترجمة :  (جاهاي خالي را كامل كنيد)     1       نمره

 

  انّي لما اَنْزلتَ اليَّ من خيرٍ فقيرٌ .          ج- همانا من به .  .  .  از خير به سويم .  .  .   .   .    نيازمندم .

 

   هؤلاء وجدوا السعادة في الاسلام .       ج-   .  .  .    خوشبختي را در دين اسلام   .  .  .   .  .   0 

 

6- صحح الاخطاء في الترجمة :  (سه غلط موجود در جمله را درست كنيد)    75/0     نمره

 

  وصلتُ الي هذهِ النتيجةِ أنّ كلَّ ناحيةٍ يفسدُ اللحمُ .

 

  به آن نتيجه رسيديم كه در هر محلّه شير فاسد ميشود. 

 

7- شكّل الكلمتين : (دوكلمه مشخص شده را حركت گذاري كنيد )   5/0     نمره

 

  كيفَ لاتُبصر  الحقيقة  في العالم .

 

8- اقرأ النص التالي ثم اجب عن الاسئلة اجابة كاملة .    2   نمره

 

     ((قتل الكفار سمية بعد التعذيب و زوجها يا سرا كذلك  بلال تحت اشد تعذيب و عمار .نحن بحاجة

 

    الي مكان امن لنشر الاسلام . فامر الله المسلمين و المسلمات بالهجرة الي الحبشة فهاجروا الي الحبشة.))

 

 

 

الف) هل قتل الكفار ياسراً ؟

 

ب) من امر المسلمين و المسلمات بالهجرة ؟

 

ج) اين هاجر المسلمون و المسلمات ؟

 

د ) متي قتل الكفار سمية ؟

 

9- اكمل الفراغ مناسباً للضمير:    1       نمره

 

  الف- هُمْ .  .  .  .  .  .   . ( يُدافعُ )                     ب -  انتَ .  .  .   .   .  .  ( يَعْتَدِلُ " امر " ) 

 

10- ازكلمه داده شده اسم مفعول  و اسم مبالغه بسازيد :    1        نمره

 

   جَبَرَ   :  اسم مفعول (                    )    اسم مبالغه  (                       )

 

11- اكتب الكلمتين مع ضمير "الياء " :    5/0     نمره         

 

                                              1) بَشَّرَ (                  )         2) معلّم (                     )             

 

12- اكمل بالضمير المناسب :  5/0     نمره

 

 ماذا تطلبين ، اطلبُ مساعدتـ  .  .   .  . تفضّلي ادخلي، كيف؟ .  .  .  . لااَقْدِرُ .

 

 

 

نام و نام خانوادگي:                              عـــــربي يـــــــك نمونه دولتي                              صفحه    سوم

 

13- اجعل في الفراغ الموصول المناسب :  ( اللاتي ، التي ، الذين ، الذي ، من ، ما )                               1      نمره

 

الف اننا فقراء لـ  .  .  .  تنزل الينا من خير .

 

ب -  الطالبة المجتهدة هي .  .  .   تنجح في درسها .

 

ج المؤمنون  .   .   .   يعملون الصالحاتِ يَنجحونَ.

 

د-  المسلمات هنَّ .  .   .  .  يعملن الصالحات .

 

14- عين المعرب و اذكر اعرابه و المبني و اذكر بنائه :                                                                 1      نمره

 

  (( هم وَجَدُواْ  طريقةً  لحل هذِهِ المشكلةِ .

 

 

 

15- عين في الجملتين :   الف- نحنُ ناجحون في الْاِمتَحانِ .        ب- يضربُ اللهُ الامثالَ  .                     2       نمره 

 

 الفعل(             )، الفاعل(              )   نوع الفاعل(                ) المفعول (                 ) 

 

المبتدأ (                )  الخبر(                )  نوع الخبر(                   )  ، الجار و المجرور (                   )                     

 

16- اجعل في الفراغ الكلمة المناسبة :                                                                                   5/0     نمره

 

الف ربّنا افرغْ علينا صبراً و .  .   .  .  اقدامنا . ( اثبتَ -  ثَبتتْ   يُثبتُ -  ثَبّتْ )

 

ب نحن .  .  .  . الخالق كل يوم .       ( شكرْتُ يَشكرُنا نشكرُ شكرتْنا )

 

 

 

17- گزينه مناسب را براي تكميل جمله ها انتخاب كنيد :                                                           5/0    نمره

 

(( هرگاه فاعل اسم ظاهر باشد ، فعل  .   .   .   . (مطابق با آن   مفرد ) مي آيد.  ))

 

((هرگاه مبتدا .  .  .   .  . ( ضمير معرب داراي "ال" ) باشد ، اعرابش محلي است . ))

 

 

 

18- اكمل الاعراب و التحليل الصرفي:           ((    العاقلُ يجتهدُ في الدرس .  ))                                 2       نمره

 

العاقل : . .  .  . ، مفرد ، مذكر، .  .  .  .    / .  .   .  .  ومرفوع والجملة .  .  .  .  .  . 0

 

يجتهد : فعل .  .  .  .   ، للغائب ،  .   .   .   /  فعل و فاعله .  .  .  .  .  .   .   . ، والجملة .  .  .   .   .  0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



Cloud Callout: وفقكم الله
شقاقي
 

                                                                                                                                                     

 

 

                                                                                                 بسمه تعالي                                            

 

            نام :                                               سؤالات عربي يك در نوبت اول                                                  تاريخ :

 

          نام خانوادگي:                                       نام كلاس:                                                                          مدت: 80  دقيقه

 

1- للتّرجمة الي الفارسيّة :

 

1/1) انتخب يا ولدي لاتفكّر في الثّمن.

 

2/1) موكب قارون المعظّم في الطريق.

 

3/1) هو لا يتروّح بل يجفف قميصه .

 

4/1) والدتي بانتظاري‏, بلّغ سلامي الي حبيبي.         3  نمره

 

2- اطلب ما طلب منك :

 

           ترجم :         الف) الي الفارسيّة : 1- النجدة :                               

 

                             ب )   الي العربيّة : 1- عبادت كنيد:                        :                               1   نمره

 

3- اكمل الفراغات في الترجمة :

 

1/3) نهض اويس من مكانه حزيناً .    اويس  ................. از جايش .................. 0

 

2/3) المؤمنون يجاهدون باموالهم وانفسهم.  مؤمنان با مالها و جانها ............جهاد ..................0

 

3/3) الله يعلم و انتم لاتعلمون .     خداوند ................... و شما ......................0           5/1   نمره

 

4- انتخب ما يناسب للفراغ :

 

1/4) لا تبحثوا عن عيوب الناس.  

 

در............ عيبهاي مردم نباشيد.                1- جستجوي           2- گفتگوي          3- بحث از

 

2/4) اطلب زيارة حبيبي , رسول الله(ص).

 

ديدار محبوبم  رسول خدا را       .......    0  1- طلب كردم       2- مي طلبم           3) خواستم.

 

3/4) تنعقد حفلة في المدرسة .

 

درمدرسه جشني برگزار    ............       0  1- مي شود          2- شده است           3- خواهد شد           5/1   نمره

 

5- صحح الاغلاط في ترجمة العبارات :

 

1/5) اصبح قارون عبرة للاجيال .    قارون عبرتي شد , براي اين نسل .

 

2/5) المستضعفون هم وارثون الارض. ضعيف كنندگان همان وارثين زمين هستند.             1   نمره

 

نام :                                               سؤالات عربي يك در نوبت اول                                       صفحه   دو

 

6- اقرأ النص التالي و اجب عن الأسئلة :

 

           « خرج اويس من قريته يطلب زيارة النّبيّ (ص), فقرب اويس من مدينة النبي ...   وقال في نفسه:

 

            يا للسعادة ؛ يا للسعادة .  دخل المدينة , رأي رجلاً سئله : اين بيت النبي(ص) . اجاب: هناك هناك

 

            ثمّ قال : آه وصلتُ ...  نهاية الفراق ... وقال للرجل: عفواً , حبيبي ... اطلب زيارة حبيبي رسول الله

 

            اجاب الرجل: هو سافر الي مكان قريب ... »

 

  الأسئلة :

 

    1) لماذا خرج اويس من قريته ؟

 

    2) ماذا قال اويس حينما قرب من مدينة النبيّ؟

 

    3) من رأي اويسُ بعد دخوله في المدينة ؟

 

    4) أ كان رسول الله في «المدينة» ؟          2    نمره

 

7- املأ الفراغ بالصيغة المناسبة :

 

 هم    ........        ( نهض)                       انتم        .......       ( يتعارف « امر» )            

 

هنّ      ......        (يجاهد)                       انتما      .......        ( يحترم « نهي» )

 

انتِ    ........       ( أحسن)                      هي       .......        ( يستكبر« نفي» )         5/1  نمره

 

8- عين الافعال المزيدة واذكر بابها : (دو فعل مزيد را مشخص نموده وباب آنها را بنويسيد )

 

1/8) ارسلنا رسلنا بالبينات .                             جواب: 1)   ....             از باب  .....

 

2/8) والدتي بانتظاري , بلّغ سلامي الي حبيبي.              2)   ....             از باب  .....    1    نمره

 

9- عين الجامد و المشتق واذكر نوعه : ( دواسم جامد ودو اسم مشتق بيابيد ونوع مشتق ها را بنويسيد )0

 

1/9) المؤمن في الاستقامة, الجبل .             الجامد : 1 -      .......         2-        .......

 

2/9) احسن الي الفقير.        المشتق: 1-    ........       نوعه ........           2-    ........       نوعه   ......     5/1  نمره

 

10- اصنع ما طلب منك : ( آنچه خواسته شده بسازيد )

 

1/10) اسم الفاعل من ( علم )        .....                2/10) اسم المفعول من ( انتخب )         ......

 

3/10) اسم المكان من ( سجد)      .....                 4/10) اسم المبالغة من ( نجر)             .......

 

5/10) اسم التفضيل من ( صبر)     ......                6/10) الصفة المشبهة من ( عطش)       .......  5/1  نمره

 

نام :                                               سؤالات عربي يك در نوبت اول                                       صفحه   سه

 

11- عين الفاعل , المفعول, المبتدأ , الخبر في العبارات التالية :

 

1/11) كتب التلميذ الدرس .

 

2/11) يا ربّ : قولك حقّ وصدق .     1   نمره

 

12-  انتخب الصحيح للفراغ فيما يلي :

 

1/12) و احسن كما   .......   الله اليك .                 الف- احسنوا       ب- احسن         ج- تحسن

 

2/12) هو  .....   في معركة نهروان .                     الف- جاهدت       ب- جاهدوا       ج- جاهد

 

3/12) نحن  ........  زيارة الامام المنتظر(عج).          الف- اطلب          ب- نطلب         ج- يطلبون   5/1   نمره

 

13- اكمل العبارت :

 

1/13) اسم مشتق به اسمي گفته ميشود كه از    ......     ساخته شده باشد.

 

2/13)يكي از وزنهاي  اسم زمان و مكان عبارتند از:   ............      .

 

3/13) براي ساختن جمع مذكر سالم  به آخرمفرد مذكر عاقل   .......  يا   ........  اضافه ميشود.       1   نمره

 

14- انتخب الاعراب المناسب للكلمتين : في الجملة ((  يجتهد العاقل في الدرس .))

 

1/14) العاقل :   الف- مبتدا ومرفوع           ب-  خبر و مرفوع            ج فاعل و مرفوع

 

2/14) الدرس:  الف مجرور                  ب-  مفعول                     ج -  خبر مرفوع

 

            5/0   نمره

 

15- انتخب التحليل الصرفي المناسب للكلمتين :

 

           (( خرج الطالب من المدرسة . ))

 

1/15) خرج :          الف- فعل ماض, للغائب, مجرد ثلاثي,...     

 

                           ب- فعل ماض, للغائبين , ثلاثي مجرد, ...

 

2/15) طالب:         الف- اسم , مفرد,مذكر, مشتق,...             

 

                           ب- اسم, مفرد,مذكر, للغائب, جامد,...

 

 

(( ارجو النجاح لكم ))        5/0

 

                                                                                           بسمه تعالي

 

نام :                                               سؤالات عربي يك در نوبت اول (2)                           تاريخ :

 

نام خانوادگي:                                                                                                                                                   مدت: 80  دقيقه

 

1- ترجم العبارات :

 

1/1) هب لي حكما و الحقني بالصالحين .

 

2/1) قد اسلمت منذ مدة ولكن ما شاهدت حبيبي.

 

3/1) الذي يكنز الذهب و الفضة فبشّره بعذاب اليم.

 

4/1) لمّا علم بأن البائع عرفه ذهب الي دكّان آخر.       3    نمره

 

2- ترجم اللغتين :

 

                    1) انفقتُ :                                     2)البديع :            5/0 نمره

 

3)  اكتب :    

 

               المرادف لـ « قوّ»    ....                           المضاد لـ « بشير»         .....           5/0 نمره

 

4) اكمل الفراغ في الترجمة :

 

1/4) القرآن يرشد الي خير سبيل .          قرآن به بهترين  راه          ........          .

 

2/4) إدفع لهم دينارا من الذهب .           به آنها يك دينار    .......      بپرداز .

 

3/4) لمّا شاهد البسة فاطمة بدأ بالبكاء .  وقتي كه لباسهاي فاطمه را مشاهده كرد       .......     به گريه كردن.        5/1  نمره

 

5) عين الترجمة الصحيحة :

 

1/5) يضرب الله الامثال للناس.

 

      الف خداوند براي مردم مثل ها ميزند.               ب- خداوند براي مردمان مثلها آورد.

 

2/5) جاهدوا الكفار و المنافقين .

 

      الف- با كافران ومنافقان بجنگيد.                  ب- با كافران و منافقين نبرد كردند .

 

3/5) اصبح قارون عبرة للاجيال .

 

      الف- قارون هنگام صبح عبرت نسلها شد.      ب- قارون عبرتي, براي همه ي نسلها شد .       5/1   نمره

 

6) صحح الاخطاء في ترجمة الجملتين:(درترجمه سه غلط وجود دارد زيرآنها خط بكشيد ودرست آنها را بنويسيد)

 

1/6) أليس في المجلس اكبر منك.   آيا در مجلس بزرگتر از تو هست ؟

 

2/6) خلّصنا من شرّ هذا الطاغوت .   ما را از شرّ آن سركش خلاص كرد.

 

  جواب : 1-                        2-                      3-                        0   5/1   نمره

 

7 ) اقرأ النصّ , ثم اجب عن الأسئلة :

 

     استيقظ الطالب« زياد علي» قبل الفجر و بعد الصلاة هيّأ نفسه , وخرج من البيت محزونا .

 

     فذهب وحده الي الحفلة  ليشترك فيها. دخل المدرسة وسلّم علي مدير المدرسة   فجلس

 

     في الساحة علي كرسيّ .بعد قليل جائت امّه و التلميذ حينما شاهد امّه تغيّر لونه وخاطبها

 

      وقال : س , س ,سلا, سلام ....

 

     بدأت المراسم وبعد اجراء المسرحيّة و....     قال المدير: نحن اجتمعنا هنا لتكريم التلميذ

 

     المثاليّ و ليس هو الّا« محمود» .  اشتدّ الطالب حزنه وفرّ من المدرسة مسرعاً باكياً ....0

 

الأسئلة :

 

 1/7)  متي استيقظ زياد علي وما فعل قبل الفجر؟

 

 2/7) كيف خرج الطالب من البيت ؟

 

 3/7) ماذا حدث للطالب في نهاية الحفلة ؟    5/1   نمره

 

8 ) للتعريب : ( به عربي ترجمه كنيد )0

 

* پروردگارت را عبادت كن .      جواب :  .......            5/0  نمره

 

9 ) اكمل الفراغات بالفعل المناسب :

 

1/9) هي      .......         ( بَسَطََ)                        4/9) اَنتِ       .......        ( يَنقلبُ «امر» )

 

2/9) هنّ     ......          ( يَبذُلُ )                       5/9) انتنّ         ........      ( يَستنكفُ « نهي» )

 

3/9) انتم    .......         ( لايُخالِفُ )                   6/9) هُم           ........      ( يَتَكاسَلُ « نفي» )   5/1   نمره

 

10) اصنع ما طلب من الكلمات :

 

1/10) المصدر من « صَدَّقَ » :     ..........              3/10) الجمع السالم للمؤنث من « منافق » :       ...........

 

2/10) المثني  من « قميص »:        ..........            4/10) الجمع التكسير من « دبّابة » :       ...........       2   نمره

 

11) عين الجامد والمشتق و( اذكر نوع المشتق) من الكلمات التي تحتها خط:

 

1/11) لاح القمرفي السّماء .

 

2/11) المسجد معبد المسلمين.     5/1      نمره

 

12) انتخب الصحيح للفراغ : فقط زير گزينه هاي درست خط بكشيد .

 

1/12) اذ قال لصاحبه , .......... إنّ الله معنا . ((   لايذهبُ   /    لاتحزَنَّ  /  لاتذهبي   /  لاتحزن    ))

 

2/12) هل  ....... تعرفين بائع الصحف .   ((   انتِ   /     انتُم     /   انتُنّ     /   هيَ   ))

 

3/12) انتما  ........   في الدروس .   (( يجتهدون    /     تجتهدان    /    تجتهدوا    /    اجتهدوا  ))

 

4/12) فعل امر از« تُصَدِّقُونَ» كدام است ؟     (( صَدِّقوا    /    صَدَّقوا   /   صَدِّقونَ   /  صَدَّق   ))          2   نمره

 

13) شكّل الكلمتين : فقط حركت گذاري كنيد :

 

 * فـَــتَحَ  حميــد  الـبـــاب . 5/0  نمره

 

14) انتخب الصحيح :

 

* فعلهاي ثلاثي مزيد وزن  معيّني  دارند, يعني    ... هستند .    الف- قياسي      ب- سماعي    ج- بي قاعده

 

* از وزنهاي مشهور صفت مشبهه .....    ميباشد.                   الف-  فَعَلَ و فَعلان .      ب- فَعِل وفَعل .

 

            5/0  نمره

 

15) للاعراب :   (  نقش و اعراب دو كلمه زير را بنويسيد  ).

 

* اِنتَخَبَ الامامُ   قميصاً .      الامام :     .......                   قميصا :      ..........              1   نمره

 

16) انتخب التحليل الصرفي للكلمة :      * طَلَعَت  الشَّمسُ .*

 

   طَلَعَت :

 

  الف- فعل مضارع, للغائبة, مجرد ثلاثي...        ب- فعل ماض, للغائب, مزيد الثلاثي...

 

 ج- فعل امر,للمخاطب , مجرد الثلاثي,...          د- فعل ماض, للغائبة, مجرد ثلاثي, ....       5/0  نمره

 

                                                      (( ارجو نجاحكم ))                       



تاريخ : جمعه هفتم مهر 1391 | 13:41 | نویسنده : محمد شقاقي |

                                                      «مبحث فعل»     1. عيّن الجُملَة التّي لَيْسَتْ فيها فعلٌ ؟   1) لِيَكُن سَميرُك القُرآنَ. 2) فَقَدَّمَ لَهُ فأسَاً. 3) الْكُتُبُ المُفيدةُ طَعامٌ الفِكر. 4) يا بُنَيَّ أقِمِ الصّلوة .    2.  اَيُّ مِن الافْعالِ التّالِيَةِ فِعلُ مُضارعٍ ؟   1) تَقاتَلَ 2) تَقاتَلُوا 3) تَقاتَلْنَ 4) تُقاتِلْنَ      3. عيِّن بِ «لم» مِن فِعلِ «قَدْ اَكَلْتِ»:   1) لَم تأكُلي 2) لم تأكُلِينَ 3) لم  تَأكُلْ 4) لم  تَأكُلْنَ    4.  ما هُوَ فعلُ اَمر مِن مَصدرَ «تفريح» ؟   1) اَفْرحْ 2) فَرّحْ 3) تَفَرّحْ 4) اِفْرَحْ     5. عيّن العبارة الذي ما اُستُعِلَ فعلُ اَمرٍ:   1) فَاحمَدُوا الله تعالي 2) كُلاّ مّما يَليكُما 3) تَناولنَ الطّعامَ بِيّمينكُنَّ 4) نَظّفُوا اَسْنانَهُم بالسّواكِ     6. عيّن فعل اللازِم :   1) اَدْفَعَ 2) اِنْدَفَعَ 3) فرّحْتُ 4) حاسبوا    7.  اِملأ بالكلمةِ المُناسبة : «اِنّ الّذينَ ..... عن عِبادتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنّم».   1) يَسْتكْبِرُ 2) يَسْتَكْبِرانِ 3) أَسْتكْبِرُ 4) يَسْتكْبِرونَ     8. اِمْلأ الفراغَ بالفعلِ المناسب :« ... قُلُوبَكُنَّ بُيوُتاً للتّقوي»   1) اِجْعَلْنَ 2) اِجْعَلي 3) اِجْعلُوا 4) اِجْعَلْتُنَّ       9. اَيٌّ مِن الافعال مُجَرّدُ؟   1) يَحْتَفِظُ 2) زَيّنّا 3) نُحَقّقُ 4) سَتَمَدُّونَ     10. ما هوَ الصّحيح للفراغ ؟ : « اَنتِ يا مريم ... صوتَ المعلّم».   1) كنتِ تسمعينَ 2) كنتَ تسمعُ 3) كنتِ قد تسمعينَ 4) كنتَ قد سمعتَ      11. أكمل الفراغ بالاجابة المناسبة : «كانَ الكُفّارُ ... مِن خِلال البابِ و هم ... أنَّ النائمَ في الفراشِ هو الرسولُ (ص)   1) تنظرون ، تتوهمون 2) ينظر ، يتوهمن 3) ينظرون ، يتوهمون 4) تنظر، تتوهم      12. ما هو المناسب للفراغ: «ربنّا .... لطاعتك»   1) وَفّقكَ 2) وفقْنا 3) وفّقتَه 4) وَفّقكُم      13. عين غيرالمناسب للفراغ : «يا ... العلمُ يَحرسُب .... و .... المالَ‌»   1) تلميذاتُ / كُنَّ / أنتنّ يحرسنَ 2) مريمُ / كِ ، أنتِ تحرسينَ 3) مسلمي العالم / كُم/ أنتم تحرسون 4) ولدَنا / كِ / أنتَ تحرس      14. ما هو المناسب للفراغ: «انَِ الثعالب لا ... أن ... الاشجار»   1) تقدر علي / نَتَسلّق 2) تستطاع / تصعَدُ 3) تستَطِع / تَسَلُّق 4) قدرة لها علي / يصعَدَ     15. ما هو المناسب للفراغ: «الغني و الفقر .... جواهر الرجال »   1) يكشفان 2) تكشفان 3) تكشف 4) يكشف    16 . أي الاجوبة تناسب السؤال التالي ؟ «متي استيقظتَ أمس من النوم ؟»   1) استيقظتُ في الصباح الباكر 2) أستيقظ مع أبي و أخي 3) استيقظتُ أمس 4) أستيقظ قبل الفجر     17. ما هو الشكل الصحيح للفعل للمخاطبات ؟   1) لم يرضَيَنَ 2) لم ترضِينَ 3) لم ترضَينَ 4) لم ترضيّنَّ      18. ما هو المناسب للفراغ ؟ «اللهمَّ .... لطاعتك»   1) وفِّقنا 2) وَفَقَ 3) يوُفّق 4) وَفّقنا      19.  ما هو المناسب للفراغ ؟ «العلم أفضل شيءٍ ... الانسان»   1) تنالها 2) ينالها 3) تناله 4) يناله      20. عيّن المهموز في الجملة التالية . «الاستسلام إلي اليأس لا يليق بالإنسان المؤمن»   1) الاستسلام / اليأس / الإنسان 2) اليأس / الانسان / المؤمن 3) الاستسلام / اليأس / المؤمن 4) الإنسان / المؤمن / لايليق     21. شكل جمع مؤنث جمله زير چگونه است ؟ «يا ايها المؤمن حافظ علي صلاتك و عامل الناس يُخلق حسن»   1) يا ايها المؤمنات حافظن علي صلاتكُنَّ و عاملنَ الناس يخلق حسن. 2) يا ايتها المؤمنات حافظن علي صلاتكُنّ و عاملن الناس يخلق حسن. 3) يا ايتها المؤمنات حافظن علي صلاهنَّ و عامل الناس يخلق حسن. 4) يا ايتها المؤمنات احفظن صلاتكُنَّ و عاملن الناس يخلق حسن.      22. ما هو مصدر «سلم» من باب استفعال؟   1) سليم 2) تسليم 3) استلام 4) استسلام      23. ما هو مصدر «دقّ» في باب «تفعيل»؟   1) دقّة 2) دقيق 3) دقيقة 4) تدقيق      24. ما هو الجواب المناسب للسؤال التالي ؟ «متي استيقظتَ من نومك»   1) استيقظتُ عند طلوع الفجر 2) أستيقظ مُبكّرا 3) أستيقظ عند الفجر 4) أستيقظ في الساعة الخامسة صباحا      25. «أمَنّا» چه نوع فعلي است؟   1) مضاعف 2) مهموز 3) ناقص 4) سالم      26.  كدام فعل ثلاثي مزيد است؟   1) نَصَرتم 2) اَقَمتم 3) جَلستُنَّ 4) تزرَعونَ    27. اِنتَخِب للفرغ كلمة مناسبة : «... الاّ ربيّون العلمَ منَ المسلمين»   1) أخَذَت 2) أخذَ 3) أخذُوا 4) أخَذنَ      28.  إملا الفراغ علي حسب ما جاء بين القوسين. «وصايا الشهداء ... نُصبَ أعيُنِنا .» (خواهد بود)   1) سَيَكوُنُ 2) سَتَكونُ 3) سَيَكوُنُونَ 4) سَتَكُونُونَ      29. عين الخطأ حول «إستَرحتُنَّ»:   1) فعل صحيح و سالم 2) فعل اجوف 3) باب استفعال 4) للمخاطبات      30 . ما هو نوع الفعل في العبارة التالية ؟ «يا قومِ أفوا المكيالَ و الميزانَ بالقسطِ»   1) فعل ماض،للغائبين،َ باب افعال 2) فعل ماض، للغائبين، ثلاثي مجرد 3) فعل امر، للمخاطبين، ثلاثي مجرد 4) فعل امر، للمخاطبين، باب افعال   31.  عين الصحيح في التحليل الصرفي عن فعل «أعينُوني» .   1) فعل ماضٍ من باب افعال 2) فعل امر من باب افعال 3) فعل ماضٍ من ثلاثي مجرد 4) فعل امرٍ من ثلاثي مجرد     32. «أتخطُرُ ببالك هذه الأسئلة»؟ عين الصحيح في نفي العبارة :   1) لا تَخطرُ.... 2) ألم تخطرُ.... 3) ألا تخطرُ .... 4) ألستَ تخطرُ      33. «استغفروا» چه نوع فعلي است ؟   1) ماضي 2) امر 3) ثلاثي مجرد 4) رباعي مجرد      34. «يَستعمونَ» از چه بابي است؟   1) استفعال 2) افتعال 3) افعال 4) اِفعال      35. كدام گزينه براي عبارت «المجاهدونَ ... عن الوطن الاسلامي» مناسب است؟   1) يُدافعُ 2) يُدافعونَ 3) تُدافعُ 4) يُدافعنَ      36.. «اِنقَضيتُنَّ» چه صيغه اي است؟   1) جمع مذكر مخاطب 2) جمع مؤنث مخاطب 3) جمع مؤنث غايب 3) جمع مذكر غايب      37. ما هُوَ فعلُ سالِمِ ؟   1) اَنْفقُوا 2) ساءَ 3) تَقِفُ 4) تَمُرُّونَ    38. عيّن النّاقص من المُعتلات؟   1) يَصِلُونَ 2) تَرَي 3) وَصّي 4) عِظي     39. مَيّزِ المهموز:   1) تَأمَّلَ 2) اَصْلَبُوا 3) أحدَثت 4) اَضَعُ     40. ميزُّ الذي اِعلالُهُ بِالاِسكان :   1) تخْشينَ 2) يَدْعُو 3) سارُوا 4) تَرِثوُنَ    41.  ميّز الافعال الّتي مضارعها علي وزنِ «يَفْعِلُ» ؟   1) قالَ ، قامَ ، راحَ 2) ذاقَ، خافَ، داسَ 3) عادَ ،‌عانَ ، نامَ 4) سارَ، باعَ ، طارَ    42.  ما هو المُتكلم الوَحدَه مِن «ذاقَ» ؟   1) ذِقْتُ 2) ذِيقْتُ 3) ذُقْتُ 4) ذاقْتُ    43. عين الصحيح في التحليل الصرفي عن فعل «أعينُوني» .   1) فعل ماضٍ من باب افعال 2) فعل امر من باب افعال 3) فعل ماضٍ من ثلاثي مجرد 4) فعل امرٍ من ثلاثي مجرد   44. «أتخطُرُ ببالك هذه الأسئلة»؟ عين الصحيح في نفي العبارة :   1) لا تَخطرُ.... 2) ألم تخطرُ.... 3) ألا تخطرُ .... 4) ألستَ تخطرُ      45. «استغفروا» چه نوع فعلي است ؟   1) ماضي 2) امر 3) ثلاثي مجرد 4) رباعي مجرد      46. «يَستعمونَ» از چه بابي است؟   1) استفعال 2) افتعال 3) افعال 4) اِفعال      47. كدام گزينه براي عبارت «المجاهدونَ ... عن الوطن الاسلامي» مناسب است؟   1) يُدافعُ 2) يُدافعونَ 3) تُدافعُ 4) يُدافعنَ      48. «اِنقَضيتُنَّ» چه صيغه اي است؟   1) جمع مذكر مخاطب 2) جمع مؤنث مخاطب 3) جمع مؤنث غايب 3) جمع مذكر غايب      49. ما هُوَ فعلُ سالِمِ ؟   1) اَنْفقُوا 2) ساءَ 3) تَقِفُ 4) تَمُرُّونَ      50. عيّن النّاقص من المُعتلات؟   1) يَصِلُونَ 2) تَرَي 3) وَصّي 4) عِظي    51.  مَيّزِ المهموز:   1) تَأمَّلَ 2) اَصْلَبُوا 3) أحدَثت 4) اَضَعُ    52.  ميزُّ الذي اِعلالُهُ بِالاِسكان :   1) تخْشينَ 2) يَدْعُو 3) سارُوا 4) تَرِثوُنَ  53.  ميّز الافعال الّتي مضارعها علي وزنِ «يَفْعِلُ» ؟   1) قالَ ، قامَ ، راحَ 2) ذاقَ، خافَ، داسَ 3) عادَ ،‌عانَ ، نامَ 4) سارَ، باعَ ، طارَ    54.  ما هو المُتكلم الوَحدَه مِن «ذاقَ» ؟   1) ذِقْتُ 2) ذِيقْتُ 3) ذُقْتُ 4) ذاقْتُ    55.  ما هو نوع اعلال في كلمة «دعوتُ» ؟   1) دون اعلال 2) الإعلال بالقلب 3) الإعلال با الحذف 4) الإعلال بالإسكان     56. عين نوع الإعلال في «أشِرْنَ»   1) الحذف 2) القلب 3) الإسكان 4) دون اعلال     57. ما هو الفعل الإجوف؟   1) يفي 2) عُد 3) صِف 4) بَكَت     58.  ما هو نوع اعلال في كلمة «دعوتُ» ؟   1) دون اعلال 2) الإعلال بالقلب 3) الإعلال با الحذف 4) الإعلال بالإسكان    59.  عين نوع الإعلال في «أشِرْنَ»   1) الحذف 2) القلب 3) الإسكان 4) دون اعلال    60  . ما هو الفعل الإجوف؟   1) يفي 2) عُد 3) صِف 4) بَكَت    61. عين الامر من فعل «رأي ، يَرَي»:   1) أرِ 2) أري 3) رَي 4) رَ   62.  عين الخطا من فعل «رجا، يرجو» للفراغ « .... رحمة الله»؟   1) أنتِ تَرحين 2) هنَّ تَرجون 3) هم يرجون 4) هي رجت    63.  ما هو نوع الإعلال في «قِف»؟   1) بالإسكان 2) بالقلب 3) بالحذف 4) بالاسكان و القلب    64.  ما هو الامر المخاطب من «اوصي» ؟   1) أَوصِ 2) أوصِي 3) اُوصِ 4) وَصيّ    65.  ما هو الخطا؟   1) لا تخاف :‌لا تَخفَ 2) يَوصفُ : يَصِفُ 3) عَوَدت : عادت 4) يَضيعُ :‌يَضيعُ     66. ما هو نوع الاعلال في «سر» ؟   1) بالقلب 2) بالحذف 3) بالإسكان و القلب 4) بالأسكان    67.  عين الصحيح عن الفعلين المشار إليهما بخطّ : «انّه يبيع و يشتري الأموالَ في السوق»   1) اجوف و اعلاله بالاسكان / ناقص و اعلاله بالاسكان 2) معتل و اجوف ، بدون اعلال / معتل و ناقص، اعلاله بالقلب 3) مضارع و مرفوع تقديراً / مضارع و مرفوع محلاً 4) مضارع و مرفوع / مضارع و منصوب    68.  كم فعلاً معتلاً ناقصاً في العبارة التالية؟ «قال الله تعالي : ألقها يا موسي فألقاها، فإذا هي حيَةٌ تسعي»   1) أربعة 2) اثنان 3) خمسة 4) ثلاثه     69. عين الصحيح عن كلمة «خَفَنَ» قبل الاعلال:   1) خِيفُتنَّ 2) خافنَ 3) تخافنَ 4) تخافينَ    70.  ما هو نوع الاعلال في هذه الآية الشريفة؟ «قال يا قومِ الم يعِدكُم ربُّكم وعداً حسناً»   1) قلب، حذف 2) قلب، قلب 3) حذف، حذف 4) حذف، اسكان    71.  عين الصحيح عن الجملة التاليه مع ضمير «انت»: «نحنُ لم تَرْضي البقاء في الظلم لنعيش في عزة »   1) أنتِ لم ترْضي البقاء في الظلم لِتعيشي في عزّة. 2) انتِ لم ترضَ البقاء في الظلم لتعشَ في عزّة. 3) أنتِ لم ترضَ البقاء في الظلم لِتعيشي في عزّة . 4) انتِ لم تُرض البقاء في الظلمِ لِتعش في عزّة.   72. عين مادّة (ريشه) مايلي : يُريد – يَهدونَ   ) ر – و – د / ه – د – ي 2) ر – ي – د / ه – د – و 3) ر – ا – د / ه – د – ا 4) ر – و – د / ه – د – ا    73.  عين الصحيح:   1)لا ترضَ بالأقلْ من تحقيق أهداف الاسلامية 2) لا ترضي بشيء أقلْ من تحقيق التقافة الاسلامية 3) لن نرضَ بأقل تحقيق من الغايات الانسانية 4) ما رضينا بأمر اقلّ من تحقّق الأهداف العالية.     74. عين مادة (ريشه) الكلمات التالية : «يَدَعُ َ، يُقيمُ ، اهتدوا»   1) دعو / قام / هدو 2) دعي / قوم / هدو 3) دعو / قيم / هدي 4) ودع/ قوم / هدي    75.  كم فعلاً صحيحاً في الآية الكريمة ؟ «و نقول للذين ظلموا ذَوقوا عذابَ النّار التي كُنتم بها تكذبون»   1) فعلان اثنان 2) فعل واحد 3) ثلاثة أفعال 4) أربعة أفعال    76. ما هو الصحيح عن نوع الإعلال في «لا تقفُ»؟   1) إعلاله بالحذف 2) إعلاله بالإسكان 3) إعلاله بالقلب 4) إعلاله بالإسكان و القلب    77. أي فعل إعلاله بالحذف؟   1) قال 2) خيف 3) خابت 4) اِرم     78. عين الصحيح للمخاطبات :   1) باعَ :‌بِعنَ 2) يَدعو : يَدعونَ 3) أهدي : إهديتُنَّ 4) يقول : يُقلن    79.  عين الخطأ (في الافعال المعتلة) :   1) أنتنّ يخشين الآخرة ! 2) هنّ يرجونَ رحمة الله الواسعة ! 3) نحن وعدنا الحقّ فآمنا به ! 4) ذقُتنَ حلاوة الايمان فُقمتُنَّ بالصالحات!    80.  ما هو الصحيح عن إعلال «يصل»؟   1) إعلاله بالحذف 2) إعلاله بالقلب 3) إعلاله بالإسكان 4) دون الاعلال     81. ما هي الافعال المعتلة في الجملة التالية؟ «نقول للذين ظلموا ذوقوا عذاب النار التي كنتم بها تُكذّبون»   1) نقول – ذوقوا – تُكذّبون 2) ظلموا – ذوقوا – كنتم 3) نقول – ظلموا – ذوقوا 4) كنتم – ذوقوا – نقول     82. عين الخطاء (في المعتلات) :   1) اِرمين ما بيدكنّ إلي السّماء ! 2) أنتم لا تَخشون إلاّ الله‌! 3) أنتنّ تدعين إلي الفضائل! 4) هنّ لم يخفن في الدنيا!    83.  ما هو نوع الإعلال في الافعال التالية ؟ «عش لدنياك كانك تعيش أبداً »   1) الإعلال بالحذف – الإعلال بالحذف 2) الإعلال بالحذف – الإعلال بالاسكان 3) الإعلال بالحذف – الإعلال بالقلب 4) بدون الإعلال – الإعلال بالقلب    84.  اكمل الفراغ بوضع فعل مناسب من «رجو» ؟ «انتنّ لا ... النجاة بغير عمل »   1) تَرجونَ 2) ترجون 3) تَرجوا 4) تَرجين     85. ما هو الامر للمخاطب من «فاد» في باب «استفعال» ؟   1) اِستَفِد 2) اِستِفيد 3) أَسفيد 4) اِستفيد    86. ما هو الصحيح عن «ذق» قبل الإعلال ؟   1) يذوقُ 2) تذوقُ 3) ذوقي 4) أذوقُ    87.  تذوقينَ چه صيغه اي است؟   1) جمع مؤنث غايب 2) مفرد مؤنث غايب 3) مفرد مؤنث مخاطب 4) جمع مؤنث مخاطب    88.  ما هو تغيير الجملة التالية علي حسب المؤمنات؟ «المؤمن يدعو الله و يسعي لآخرته»   1) المؤمنات يدعون الله و يسعين لآخرتهنّ . 2) المؤمنات تدعون الله و تسعون لآخرتهنّ. 3) المؤمنات يدعين الله و يسعين لآخرتهنّ. 4) المؤمنات تدعين الله و تسعين لآخرتهنّ.    89.  در كدام گزينه همه فعل ها معتل هستند؟   1) وعد – سعي – قلّ 2) لاق – يسر – ساعدوا 3) يئس – تواعد – اوصل 4) دعا – صلي – اسكن    90.  ما هو الصحيح عن «رجو» للمفرد المذكر و المثني المذكر بعد الإعلال :   1) رَجا – رجيا 2) رجا - رجاوا 3) رَجا – رَجا 4) رجا – رَجَوا    91. ما هو نوع الاعلال في هذه الآية الشريفة ؟ « و يقول الكافر يا ليتني كنتُ تراباً»   1) حذف – قلب 2) اسكان – قلب 3) اسكان – حذف 4) قلب – حذف   92.  عين الخطاء في الأفعال المعتله :   1) هُنّ سَيُقيمون حفلة رائعة و يَدعوك إليها ! 2) هنّ لَم يرجون بكم و لكن يَغفون عنكم ! 3) لم تسيرين يهدوء و تقولين كلامك بعجلة ؟! 4) هم يَدعون إلي الصدِّق و أنتنَّ‌ تَدعون إلي السّعي !    93.  عين الخطاء في الاعلال:   1) ايتها الطالبات ! لا تقُلن القول الباطل. 2) هنّ يُطيعين أو امر ربهنّ فُيرضونه . 3) هنّ يَستقمن علي الصراط المستقيم. 4) أيتها الطالبة ! أقيمي القيم الرفيعة .    94.  عين الصحيح في المعتلات :   1) لا تخاف، انّ الله معك دائماً ! 2) قُلتُ للمُذنبات : تُبن من ذنوبكنّ ! 3) انّ الطفلة لم تَعود من المدرسة‌حتي الآن. 4) كان الرسول الاكرم (ص) لا يَودَعُ احترامَ الصّغار.     95. جمع مذكر عائب «يمشي» كدام است؟   1) يَمشَُونَ 2) تمشون 3) يَمشينَ 4) يَمشيان    96.  «يدُقنَ» چه صيغه اي است؟   1) جمع مؤنث مخاطب 2) جمع مذكر مخاطب 3) جمع مذكر غائب 4) جمع مؤنث غائب    97.  «عدي» چه نوع فعلي است؟   1) مثال 2) ناقص 3) سالم 4) اجوف     98. ما هو الخطاء ؟   1) أنتم تدعون الله . 2) أنت تدعينَ الله . 3) أنتنَّ تدعين الله. 4) أنتنَّ تدعونَ الله.    99.  ما هو امر للمخاطبين من «لَقَيَ» في باب الافعال؟   1) ألقوا 2) ألقِيُوا 3) أُلقُوا 4) ألقُوا     100. ما هو الصحيح من امر «أقامَ يُقيمُ» ؟   1) قُم 2) أقِم 3) أَقُم 4) إِقِم    101 . ما هو الخطاء ؟   1) هُم يَرجُونَ 2) هُنَّ يَرجونَ 3) أنتِ ترجينَ 4) أنتنَّ تَرجينَ    102.  ما هو الصحيح للفراغ ؟ «الكفارُ .... علي القدس ! فمتي ينتهي هذا ....؟»   1) استولي – الإستيلاء 2) إستولَوا – الإستيلاء 3) إستَوليا – الإستولاء 4) إستولونَ – الاستيلاء    103.  كدام ضمير براي «... يَهدينَ» مناسب است؟   1) هم 2) هنَّ 3) اَنتم 4) اَنتنَّ     104 كدام فعل اجوف است؟   1) اِرمِ 2) بَنَت 3) نَجِدُ 4)اَعيشُ    105.  كدام مورد درباره «اِتّسعَ» صحيح نيست؟   1) ثلاثي مزيد 2) ماضي 3 ) مثال 4)مضاعف    106. جمع مذكرغائب «بيكي» كدام است؟   1) تبكيونَ 2) يَبكيونَ 3) تبكونَ 4) يَبكونَ   107.  در كدام كلمه اعلال به حذف صورت گرفته است؟   1) صِفا 2) اِستعينوا 3) مداراة 4) اتّحاد    108. عين الخطاء في الاعلال:   1) أنتنّ تخافين من عاقبة التكاسل! 2) لم أتلَُ آية فلن أعفو نفسي ! 3) هنّ لم يخشين َ‌أحداً و لم يَرجونه ! 4) دَع الكذبُ و ادعُ الصدّاقة في الحياة !     109. عين الصحيح في المعتلات :   1)هُنّ ما خِفنَ المصائب ! 2) تركتَ الطفلَ و لم ترجُو هدايته‌! 3) انّك علي الحقّ ، فلا تَخاف ! 4) يا طالبة ، لا تنس الذّهاب الي المدرسة!     110. «اِستعنتُم» چه نوع فعلي است؟   1) مهموز 2) اجوف 3) ناقص 4) سالم    111.  در «مراعاة» چه نوع اعلالي صورت گرفته است؟   1) قلب و حذف 2) قلب 3) حذف 4) اسكان  112.  كدام مورد درباره «أوفوا» صحيح نيست؟   ژ1) ثلاثي مجرد 2) معتل 3) امر 4) ثلاثي مزيد    113.  «يستَقيمونَ » چه نوع فعلي است؟   1)ناقص 2) مثال 3) اجوف 4) لفيف     114. كدام فعل براي عبارت «المستكبرون .... علي مصالح المسلمين» مناسب است؟   1) يَعتدونَ 2) يَعتدي 3) تَعتدي 4) تعتدينَ    115.  «هَب» چه نوع فعلي است؟   1)لفيف 2)مثال 3) سالم 4) ناقص    116.  «اَدْعَ » چه نوع فعلي است؟   1) اجوف 2) مهموز 3) ناقص 4) سالم     117. «تتلين» چه صيغه اي است؟   1) مفرد مؤنث مخاطب 2) جمع مؤنث مخاطب 3) مفرد مؤنث غائب 4) جمع مؤنث غائب     118. «يرث» در عبارة « انَّ الارضَ يرثها عبادي الصالحون» چه نوع فعلي است؟   1) اجوف 2) ناقص 3) سالم 4) مثال    119- عين الصحيح: 1) انتما يسيران             2)هي تعدين                           3)انا باعت                              4) نحن عشنا   120-ما هو الامر من فعل « تعظين»؟: 1)عظي                             2) اعظي                                3)عظين                               4) عظين

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین 1391 | 21:28 | نویسنده : محمد شقاقي |

قواعد مربوط به تقسيم بندي فعل وصرف آن ازنظر جنس حروف اصليفعل از نظر نوع حروف اصلي

فعل با توجه به جنس حروف ريشه آن به دو قسم تقسيم مي شود:

1-صحيح 2- معتل.

 

1- فعل صحيح فعلي است كه در ريشه آن حرف عله وجود نداشته باشد.

 

2- فعل معتل فعلي است كه در ريشه آن حرف عله وجود داشته باشد.

 

فعل صحيح:

فعل صحيح خود سه قسم است: سالم ، مهموز، مضاعف

 

الف)  فعل سالم:

 

تعريف: فعلي است كه در حروف اصلي آن، همزه يا دو حرف هم جنس و حرف عله نباشد. مانند: دَخَلَ، ذهبَ، جَلَسَ ...

 

ب ) مهموز

 

تعريف: فعلي است كه يكي از حروف اصلي آن همزه مي باشد.

 

 اقسام مهموز:

 

مهموز الفاء: فعلي است كه فاء الفعلش همزه باشد. مانند: أمَرَ أكَلَ.

 

مهموز العين: فعلي است كه عين الفعلش همزه باشد. مانند: سألَ كَئِبَ.

 

مهموز اللام: فعلي است كه لام الفعلش همزه باشد. مانند: قَرأ بَدَأ

 

ج)  فعل مضاعف

 

تعريف: فعلي است كه دو حرف از حروف اصلي آن مانند هم (متجانس) باشند. مانند: مَدَدَ، مرَرَ

اقسام فعل مضاعف:

 

الف) فعل مضاعف ثلاثي: فعلي است كه عين الفعل و لام الفعل آن هم جنس باشد مانند: شَدَدَ.

 

ب) فعل مضاعف رباعي: فعلي است كه فاء الفعل با لام الفعل اول و عين الفعل با لام الفعل دوم متجانس باشند. مانند: زَلْزَلَ

 

قواعد مربوط به فعل هاي مضاعف  و ادغام وانفاك

 

 ادغام سه حالت دارد: در مواردي بايد ادغام كرد (وجوب) و در مواردي نبايد ادغام كرد (امتناع) و در مواردي مي توان ادغام كرد (جواز).

 

الف) موارد وجوب ادغام:

1- متحرك بودن هر دو حرف متجانس مشروط بر اينكه اولاً در يك كلمه باشند. مانند: مَرَرَ ¬ مَرَّ.

2-ساكن بودن حرف اول و متحرك بودن حرف دوم مانند: مدْدَ - مدَّ

 

ب) موارد امتناع ادغام:

 

1- زمانيكه حرف اول متحرك و حركت آن لازم باشد. مانند: دَدَن.

 

2- وقتيكه فعل مضاعف به ضمير رفع متصل شود. مانند: مَرَرْتُ.

 

3- در افعال تعجب با لفظ امر (براي رفع اشتباه از امر صحيح) مانند: أعْزِزْ بِعليّ.

 

4- زماني كه حرف ثالثي به اولين حرف متجانس اضافه و در آن ادغام شود مانند: مُهَلِّل.

 

5- در صورتيكه به اصل ثلاثي به خاطر الحاق به رباعي حرفي اضافه شود. مانند: جَلْبَبَ.

 

6- دركلمات سماعي مانند: قَطَطَ، ذَبَب.

 

 

ج) موارد جواز ادغام:

در صيغه هاي 1و4و7و13و14 مضارع مجزوم و امر، بشرط اينكه حرف اول مدغم فيه نباشد مانند: لَمْ يَمْدُدْ ¬ لم يَمُدَّ / اُمْدُدْ ¬ مُدَّ.

 نكات:

 

* در پنج صيغه اول فعل ماضي، ادغام واجب است و در بقيه صيغه ها ادغام ممتنع مي باشد.

 

* در 2 صيغه 6و12 فعل مضارع، ادغام ممتنع و در بقيه واجب است.

 

* در صيغه هاي 1و4و7و13و14 فعل امر، ادغام جايز است و در صيغه هاي 6و12 ممتنع و در بقيه صيغه ها واجب است.

 

* افعال مضاعفي كه مضارع آنها بر وزن (يَفْعُلُ) است، امر، نهي و جحد آنها را به سه صورت مي توان خواند. مانند: مُدَّ يمُدُّ ¬ مُدَّ يا مُدِّ يا مُدُّ

 

* اگر مضارع فعل مضاعف بر وزن (يَفْعَلُ) باشد، امر، نهي و جحد آنرا فقط به دو صورت مفتوح و مكسور بايد خواند: فَرَّ يَفِرُّ ¬ فِرِّ يا فِرَّ.

 

 قواعد مربوط به كتابه همزه:

1- در ابتداي كلمه، همزه به صورت الف نوشته مي شود. مانند: أكلَ، أخذَ.

2- همزه ساكن در وسط كلمه متناسب با حركت ماقبل نوشته مي شود. (يعني اگر ماقبل آن مضموم باشد، روي واو و اگر ما قبل آن مفتوح باشد، روي الف و اگر ما قبل آن مكسور باشد، روي ياء مي نشيند) مانند: مُؤْمِن / رَأس / ذِئْب.

3- همزه متحرك كه در وسط قرار گرفته و ما قبل آن هم متحرك است بصورت حركت خود نوشته مي شود. مانند: سَأَل / سئيم / لَؤُم.

4- همزه در آخر كلمه و بعد از حرف ساكن بصورت همزه تنها (ء) نوشته مي شود. مانند: شَيْء، جُزْء اما پس از حرف متحرك، به شكل حركت ما قبلش نوشته مي شود مانند: قَرَأَ / صَدِئ / جَرُؤَ.

5-شيوه نگارش همزه در آخر كلمه بعد از الحاق تاء تأنيث:

الف) اگر قبل از همزه، حرف صحيح و ساكن باشد بصورت الف نوشته مي شود مانند: نَشْأة.

ب) اگر قبل از همزه، متحرك باشد متجانس حركت ماقبلش نوشته مي شود مانند: فِئَة، لُؤْلُؤة.

 

نكته: همزه دو گونه است: وصل و قطع.

 

 تعريف:

 

* همزه وصل آنست كه در ابتداي كلام تلفظ مي شود ولي در وسط كلام تلفظ نمي شود (نوشته مي شود اما خوانده نمي شود) مانند همزه فعل اجلس در اين مثال: يا تلميذُ اجْلِسْ.

 

 همزه قطع آنست كه در تمامي موارد تلفظ مي شود. مانند: يا تلميذُ أكْرِمْ صديقَك.

 

 نكات:

 

همزه همه اسمها به جز ( اسم، ابن، ابنة، اثنان، اثنتان، امرأة، أيْمُن، أيْمُ، اِسْت) همزه قطع مي باشند.

 

* همزه فعل ثلاثي و رباعي قطعند و بقيه وصل هستند.

 

* همزه فعل مضارع قطع است يعني صيغه متكلم وحده . مانند : أعبد.

 

* همزه فعل امر مخاطب، وصل است (به جز امر باب اِفعال كه قطع است).

 

·        همزه تمامي حروف بجز الف ولام قطع است.

·        همزه مصادر ثلاثي مزيد به جز باب افعال وصل است.

 

 اعلال همزه:

 

1- همزه ساكن: هرگاه همزه ساكن پس از همزه متحرك قرار گيرد، سه حالت رخ مي دهد:

 

الف) بعد از همزه مضموم، قلب به واو مي شود: أتَيَ ¬ (صيغه1 ماضي مجهول باب افعال): اُءْتِي ¬ اُوتي.

 

ب) بعد از همزه مفتوح، قلب به الف مي شود: أمَنَ ¬ (صيغه1 ماضي باب افعال): أءْمَنَ ¬ آمَنَ.

 

ج) بعد از همزه مكسور قلب به ياء مي شود: أمَنَ ¬ (بر وزن اِفعال): إءْمان ¬ إيمان.

 

2- همزه مفتوح : بعد از همزه مضموم ومفتوح به واو تبديل مي شود. مانند: أويدِم كه مصغّر آدم است و أوادِم كه جمع آدم است.

 

3- همزه فعل مهموز الفاء در باب افتعال به تاء تبديل مي شود. مانند: أخَذَ ¬ (صيغه1 ماضي باب افتعال): إءْتَخَذَ ¬ إتَّخَذَ.

 

4- از افعالي نظير أكَلَ، أخَذَ، أمَرَ، و ... همزه اصلي در صيغه امر بخاطر كثرت استعمال حذف مي شود مانند: كُلْ، خُذْ، مُرْ به جاي: أُوْكُلْ، أُوْخُذْ، أُوْمُرْ.

 

5- همزه ماقبل ساكن بدون پايه نوشته مي شود مانند: شيء - وضوء

 

(البته در كلماتي چون سُوْء، شَىْء بهتر است همزه به صورت خود باقي بماند).

 

6- در مضارع فعل رَأيَ همزه براي تخفيف حتماً بايد حذف شود مانند: رأيَ ¬ يَرْأيُ ¬ يَري.

قواعد مربوط به فعل هاي مضاعف  و ادغام وانفاك

 

فعل معتل:

تعريف فعل معتل : فعلي است كه يك يا دو حرفش از حروف عله باشد.

 

حروف عله عبارتند از:  واو و  ياء و الف منقلبه

 

اقسام فعل معتل:

فعل معتل بر چهار قسم مي باشد: مثال،أجوف، ناقص، لفيف.

 الف) فعل معتل مثال:

تعريف:

معتل مثال فعلي است كه اولين حرف اصلي آن (فاء الفعل) از حروف عله باشد. مانند: وَعَدَ، يَسِرَ.

توجه: از ميان سه نوع اعلال فوق، معتل مثال تنها داراي اعلال به حذف مي باشد (اَن هم تنها در مضارع و امر).

 

           

اعلال در مثال

در ماضي

هيچ نوع اعلالي ندارد: وَعَدَ ...

در مضارع

اعلال به حذف: وَعَدَ ¬ يَوْعِدُ ¬ يَعِدُ

در امر

اعلال به حذف: وَعَدَ ¬ تَعِدُ ¬ عِدْ

توجه: در 14 صيغه فعل معتل مثال هيچگونه اعلالي صورت نمي گيرد و مانند يك فعل سالم صرف مي شود. اما در مضارع  و امر آن اعلال به حذف حرف عله صورت مي گيرد.

توضيح:

1- از مصدر ثلاثي مجرد مثال واوي كه بر وزن (فِعْل) است، واو حذف مي شود و به جاي آن (تاء تأنيث) به آخرش اضافه مي گردد. مانند: وِعْد¬ عِدَة. و گاهي بعد از حذف (واو) عين الفعل مفتوح مي شود. مانند: سَعَة (وَفْر، وِرد، وِزر استثناء مي باشند).

 

2- اگر مضارع مثال واوي، مكسور العين (بر وزن يَفْعِلُ) و يا داري حرف حلق و مفتوح العين باشد، واو از آن و از فعل امر حذف مي شود. مانند: يَوْعِدُ ¬ تَعِدُ ¬ عِدْ

 

3- در مصدر مثال واوي بابهاي افعال و استفعال، واو ساكن ما قبل مكسور تبديل به (ي) مي شود. مانند: اِوْجاد ¬ ايجاد / اِسْتِوضاح ¬ استيضاح.

 

4- در مثال يايي، حرف عله (ي) ساكن ما قبل مضموم تبديل به (و) مي شود. مانند: اُيْمُن ¬ اُومُن.

ب) فعل معتل اجوف

تعريف: اجوف فعل معتلي است كه عين الفعل آن حرف عله باشد مانند: قَوَلَ، بَيَعَ.

توجه: در فعل معتل اجوف، هر سه نوع اعلال (اسكان، قلب، حذف) صورت مي گيرد.

اعلال در اجوف

در ماضي

قلب: قَولَ ¬ قالَ / بَيَعَ ¬ باعَ

حذف: قَوَلْنَ ¬ قالْنَ ¬ قُلْنَ

(التقاي ساكنين و حذف حرف عله)

 

 

در مضارع

 

اسكان: يَقْوُلُ ¬ يَقُولُ

 

قلب: يَنَوْمُ ¬ يَنامُ

 

حذف: يَقْوُلْنَ ¬ يَقُوْلْنَ ¬ يَقُلْنَ

 

(التقاي ساكنين وحذف حرف عله)

در امر

اسكان: تَذْوُقينَ ¬ تَذُوقينَ ¬ ذُوقي

قلب: تَخْوَفينَ ¬ تَخَوْفينَ ¬ تَخافِين ¬ خافي

حذف: تَقُوْلُ ¬ قُوْلْ ¬ قُلْ

توضيح:

1- حرف عله (واو) و (ياء) متحرك ما قبل مفتوح تبديل به الف مي شود مانند: قَوَلَ ¬ قالَ / بَيَعَ ¬ باعَ.

2- در مصدرثلاثي مجرد اجوف و جمع مكسر بر وزن (فِعال) اگر عين الفعل (واو) باشد تبديل به (ياء) مي شود. مانند:قِوام ¬ قيام.

3- در مصدر اجوف دو باب (افعال و استفعال) حرف عله حذف و به جاي آن در آخر مصدر ( ة = تاء گرد) اضافه مي شود. مانند: اِقْوام ¬ اِقامَة / اِسْتِقوام ¬ اِسْتِقامَة.

4- (واو) و (ياء) مفتوح ماقبل ساكن در اجوف، فتحه خود را به ماقبل داده و خود تبديل به (الف) مي شود. مانند: يَخْوَفُ ¬ يَخَوْفُ ¬ يَخافُ.

5- هرگاه (واو) مضموم و (ياء) مكسور باشد و حرف قبل از آن صحيح و ساكن باشد، حركت حرف عله به ما قبل منتقل مي شود. مانند: يَقْوُلُ ¬ يَقُولُ / يَبْيِعُ ¬ يَبِيعُ.

6- درمصدر اجوف (واوي) بابهاي انفعال و افتعال، (واو) ما قبل مكسور به (ياء) تبديل مي شود. مانند: اِنْقِواد  اِنْقِياد.

7- حرف عله (واو، ياء) بعد از (الف زائده) تبديل به همزه مي شود. مانند: قاوِِل ¬ قائِل (اسم فاعل از قول) / ساير ¬ سائِر (اسم فاعل از سير).

8- (ا و ي) اگر پيش از حرف ساكن ديگري قرار گيرند، حذف

مي شوند. مانند: قالْنَ ¬ قُلْنَ.

 

 

ج) فعل معتل ناقص

 

تعريف: فعل ناقص فعلي است كه لام الفعل آن حرف عله باشد. مانند: دَعَوَ رَضِىَ.

توجه: در فعل معتل ناقص، هر سه نوع اعلال (اسكان، قلب، حذف) صورت مي گيرد.

اعلال در ناقص

در ماضي

قلب: دَعَوَ ¬دَعا / رَمَىَ ¬رَمى

حذف: دَعَوَتْ ¬دَعاتْ ¬دَعَتْ

در مضارع

اسكان: يَدْعُوُ ¬يَدْعُو

قلب: يَخْشَىُ ¬ يَخْشَى

حذف: يَرْمِىُ ¬ يَرْميونَ (صيغه 3) ¬ يَرْمُونَ

در امر

اسكان: ندارد

قلب: ندارد

حذف: تَدْعُو ¬ اُدْعُ

(جزم ناقص به حذف حرف عله است)

توضيح:

1- در فعل ناقص (واو) و (ياء) حرف عله متحرك ما قبل مفتوح تبديل به الف مي شود مانند: دَعَوَ ¬ دَعَا

2- ضمه (واو) مضمومي كه ماقبلش مضموم است و ضمه (ياء) مضمومي كه ما قبلش مكسور است، حذف مي شود. مانند: يَدْعُوُ ¬ يَدْعُو / يَرْمِيُ ¬ يَرْمِي

3- حرف عله (واو) اگر در آخر كلمه واقع شود و ما قبل آن مكسور باشد به (ياء) تبديل مي شود. مانند:رَضِوَ _ رَضِىَ.

4-درآخر صيغه هاي مفرد فعل ناقص، حرف عله در هنگام جزم حذف مي شود مانند: يَدْعُو ¬ لَمْ يَدْعُ.

5- حرف عله (واو) اگر در مرتبه چهارم يا پنجم قرار گيرد و ماقبلش مضموم نباشد به (ي) تبديل مي شود. مانند: أرْضَوَ ¬ أرْضَيَ (أرْضي) / اِرْتَضَوَ ¬ اِرْتَضَيَ (اِرتَضي).

6- حرف عله (واو) در فعل ماضي مجهول بعلت مكسور بودن حرف ما قبلش به (ي) تبديل مي شود. مانند: دُعِوَ _ دُعِىَ.

7- در فعل ماضي ناقص (واوي) و (يايي) كه مفتوح العين باشد، هنگام اتصال به (واو) جمع، (ياء) ضمير مخاطب مونث، (تاء) تأنيث، (الف) ضمير مثناي مونث غائب، و حرف عله حذف مي شود. (در جدول تصريف افعال دقت شود).

د) فعل معتل لفيف

تعريف:

لفيف فعلي است كه دو حرف از حروف اصلي آن حرف عله باشد. حال اگر آن دو حرف عله در كنار هم باشند (فاء الفعل وعين الفعل يا عين الفعل ولام الفعل) آنرا لفيف مقرون گويند. مانند: وَيَل / شَوَيَ

 

و چنانچه دو حرف عله آن در كنار هم نباشند (فاء الفعل و لام الفعل عله باشند) آنرا لفيف مفروق مي گويند مانند: وَقَيَ

 

نكته: اعلال لفيف تلفيقي از اعلال دو معتل از معتلات سه گانه (مثال و اجوف و ناقص) مي باشد. به اين معني كه مثلاً اگر لفيف، مقرون باشد يا اعلال مثال و اجوف را دارا خواهد بود (در صورتيكه فاء الفعل و عين الفعل آن عله باشد) و يا اعلال اجوف و ناقص را پيدا مي كند (در صورتيكه عين الفعل و لام الفعل آن عله باشد). و چنانچه لفيف، مفروق باشد اعلال مثال و ناقص را مي يابد. مانند: وَقَيَ ¬ تَقِي ¬ قِ (امر مخاطب).

 

رَوَيَ ¬ تَرْوي ¬ إِرْوِ (امر مخاطب).

 اعلال تغييراتي است كه فعل معتل در هنگام صرف مي يابد كه اين تغييرات سه نوع مي باشند: اسكان، قلب، حذف

 انواع اعلال:

 

الف) اسكان: ساكن كردن حرف عله (به حذف حركت يا به نقل آن به حرف ماقبل).

ب) قلب: تبديل حرف عله به حرف متجانس با حركت حرف ما قبل آن (ضمه با واو، فتحه با الف، و كسره با ياء متجانس است).

ج) حذف: حذف كردن حرف عله ( به دلايلي مانند التقاي ساكنين يا جزم فعل ناقص).

تعريف فعل معتل : فعلي است كه يك يا دو حرفش از حروف عله باشد.

حروف عله عبارتند از:  واو و  ياء و الف منقلبه

توجه: در ريشه فعل معتل يكي از دو حرف عله (واو) و يا (ياء) مي آيد و الف را نمي توان در ريشه فعل يافت چون در واقع (الف) مقلوب يكي از آن دو حرف مي باشد. مانند فعل قَوَلَ كه شده است قالَ . يا فعل بَيَعَ كه شده است باعَ.

 

 



نوشته : محمد شقاقي
تقديم: به همه دوست داران علم و ادب
 

تاريخ : چهارشنبه سی ام فروردین 1391 | 21:21 | نویسنده : محمد شقاقي |

سؤالات طبقه بندي شده ي كنكور

 (بحث حال)

 1- عَيِّن «الحال» : (انساني سراسري 81)

 الف- جاءَ المعلّمُ و بَدَأ بالدَّرس ثمَّ أجابَ عَن أسئلةِ الطلّاب. ب- جاءَت المديرةُ، هى  سَألَتْ عَن الغائبات و رَجَعَت.

 ج- رأيتُ طفلاً سَقَطَ ﻓﻰ الشارع وبَدَأ بِالبُكاءِ الكثير. د- قامَت الأُمُّ بِتربيةِ الاوّلاد و هىَ  مطمئنّةٌ بِأسلوبِ عَمَلِها.

 2- عَيِّن العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰ ماجاء  فيها الحال:                                                                                                      (پزشكي آزاد 80) الف- إنَّ اللهَ يُرسِلُ الأنبياءَ مُبَشِّرينَ.                                          ج- إنَّهُم يحرقونَ البيوتَ ظُلماً و هُم يَدَّعونَ الديمقراطية*.

 ب- المجتمعُ يحتاجُ إلَينا و نحن نحتاجُ إلي المجتمع أيضاً.            د- كُنتُ أعيشُ مرفوعَ الرَّأس. *{ الديمقراطية: دموكراسي}

 3-أكْمِل الفراغ بِالحالِ المناسبة:    « هَجَمَ المجاهدونَ الإسلاميّون عَلَي العَدوِّ .....»                                                                ( انساني آزاد 81) الف- مُكَبِّرينَ                  ب- و هُم مُكَبِّرينَ                ج- مكبِّراً                            د- مكبِّرةً

4- ما هو نوعُ الحال ﻓﻰ الجملةِ التّالية؟  « جِئتُك مُبَشِّراً و أنتَ تَستَقبِلُنـﻰ بهذه الكلمات.» (تجربي۸۱) 

  الف- مفرد، جملة فعليّة      ب- جملة فعليّة، مفرد ج- جملة اسميّة، مفرد      د- مفرد، جملة اسميّة

 5- ما هو نوعُ الحال ﻓﻰ جملةِ:    «خَرَجَ النّاسُ إلي الشوارع يَهتِفونَ ضدَّ المستكبرين.»                            (رياضي آزاد 80)

 الف- جملة اسمية               ب- مفرد                        ج- شبه جملة                       د- جملة فعلية 

    6- كَم حالاً جاءَتْ ﻓﻰ العبارة التّالية؟«تُرَبّى الأُمَّهاتُ الجيلَ مُثَقَّفاً و هُنَّ راجياتٌ بِناءَ المجتمع السالم.»                                      (تجربي سراسري 80) الف- أربع                                  ب- اثنتانِ                         ج- ثلاث                            د- واحدة     

     7- عَيِّن الحالَ المفردةَ ﻓﻰ العباراتِ التّالية:                                                                                         (زبان آزاد 81)

 الف- تظاهَرَ أبناءُ الشَّعْبِ و هُم مُطالِبونَ بِحُكمِ القرآن.                   ج- خَرَجَ النّاسُ ﻓﻰمُظاهراتٍ يَهتِفونَ* ضدِّ الاستكبارِ العالَمّى.

 ب- تُرَبّى الأُمَّهاتُ جيلاً مُثَقَّفاً راجياتٍ بِناءَ مجتمعٍ سالمٍ.            د- ﴿ و لا تَهِنوا و لا تَحزَنوا و أنتم الأعلَونَ إنْ كُنتُم مؤمنين﴾  (* يَهتِفونَ: در اينجا « شعار مي دادند»)

 8- عَيِّن العبارة ﺍﻟّﺘﻰ ماجاءَ ﻓيها الحال:                                                                                          (زبان سراسري 81)

 الف- يَطيرُ الطائرُ بِجَناحَيهِ ﻓﻰ الهواء.                           ج- تَظاهَرَ أبناءُ المَعمَل * مطالِبينَ بِحُقوقِهِم.

ب- نحن نَستَمِعُ إلي القرآن خاشعاتٍ                                  د- أرجِعُ إلي البيت مرفوعَ الرأس.  (* المَعمل:كارخانه ، كارگاه)

9- عَيِّن الخطأ لِلفراغ لإيجادِ أسلوبِ الحال:    «حَجَّ الحُجّاجُ البيتَ الحرام ....... الله أكبر.»                                   (رياضي سراسري81) الف- و هُم يَهْتِفونَ           ب- و هُم هاتِفينَ                    ج- هاتِفينَ                       د- يَهتِفونَ      

    10- عَيِّن الحال:                                                                                                                           (تجربي سراسري 81) الف- أطيعُ أمّى احتراماً لِمنزلتِها.                                       ب- إنَّها سَكَتَتْ سكوتاً مَديداً.

ج- رَجَعَ الجُنودُ مِنَ الجَبَهاتِ منتَصِرينَ.                               د- قُلْتُ لَهُ : أنتَ أخى حقّاًَ.

11- ما هى الحالُ المناسِبةُ للفراغ؟« كَأنّى أنظُرُ إلي أهلِ الجنّة .......... ﻓﻰ الجنّة.»                                        (هنر سراسري 81) الف- مُتَنَعِّمينَ                             ب- تَنَعَّموا                          ج- مُتَنَعِّمونَ                         د- تَنَعَّمتُم

12- عَيِّن إعرابَ « خالدينَ» و «طيّبة» ﻓﻰ الآيةِ علي التَّواﻟﻰ:                                                       (آزمايشي عمومي 80)

 ﴿ وَعَدَ اللهُ المؤمنينَ و المؤمناتِ جنّاتٍ تَجْري مِن تَحتِها الأنهارُ خالدينَ  فيها و مساكنَ طَيِّبَةً ﻓﻰ جنّاتِ عَدْنٍ﴾

 الف-حالٌ مفردةٌ و منصوبٌ بِالياء/ خبرٌ مفردٌ و مرفوعٌ ب-حالٌ مفردةٌ و منصوبٌ بالياء / نَعْتٌ و منصوبٌ بالتبعيّة

ج-مضافٌ إليه و مجرورٌ بالياء/ مضافٌ إليه و مجرورٌ بالكسرة د‌-      نعتٌ و مرفوعٌ محلاً / نعت و منصوب بالفتحة

13- عَيِّن الصحيح للفراغ ﻓﻰ تبديلِ الحال جملة إلي الحال مفردةً:                                      (رياضي سراسري 80)

« خَرَجَت التلميذاتُ مِنَ الصَّفِّ و هنَّ يَتَكَلَّمْنَ باللغة العربيّة.» « خرجت التلميذاتُ مِن الصّفّ ............ باللغة العربيّة.»

 الف- متكلّماتٍ               ب- متكلّمينَ                           ج- و هنَّ تتكَلَّمُ                  د- و هنَّ متكلّماتٌ

 14- مَيِّز الخطأ ﻓﻰ جوابِ السّؤال التّاﻟﻰ:                                                                                    ( آزمايشي عمومي 79)

 الف- بَطيئاً*                               ب- مُسْرِعاً                              ج- راكباً                        د- سُرعةً                   

  (* بَطيئاً: كُند)

15- عبارت « إنَّ اللهَ يُرسِلُ الأنبياءَ مُبَشِّرينَ» با حال جمله چگونه است؟                                                              (پزشكي آزاد 79) الف- إنَّ اللهَ يُرسِلُ الأنبياءَ و هُم مبشِّرينَ.                             ج- إنَّ اللهَ يُرسِلُ الأنبياءَ و أنتم مبشِّرينَ.

ب- إنَّ اللهَ يُرسِلُ الأنبياءَ و أنتم مبشِّرونَ.                                     د- إنَّ اللهَ يُرسِلُ الأنبياءَ و هُم مُبَشِّرونَ.

16- دركدام عبارت، حال جمله به كار رفته است؟                                                                                         (پزشكي آزاد 78) الف- ﴿ إنّا أرْسَلْناكَ شاهداً و مبشِّراً و نَذيراً﴾                             ج- ﴿ و مَن يخرُجْ مِن بيتِهِ مُهاجِراً إلي اللهِ فَقَد وَقَعَ أجرُهُ عَلَي الله﴾

 ب- لا تَخرُجْ مِن البيت مُسرِعاً.                                         د- ﴿ أتأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ و تَنسَونَ أنفُسَكُم و أنتُم تَتلونَ الكتابَ﴾

 17- در كدام گزينه اسلوب حال به صورت صحيح به كار نرفته است؟                                               (انساني سراسري 75)

 الف- سَقَطَ الشهداء و هم سابِحينَ * بالدَّم.                            ب- سَقَطَ الشهداء سابحينَ بِدَمِهِم.

ج- سَقَطَت الشهيدات و هنَّ  سابحات  بالدَّم.                           د- سقطت الشهداء  سابحاتٍ  بدمهنَّ.

(* سابحين: شناور)

 18- كدام گزينه براي ساختن اسلوب حال مناسب نيست؟« رَفَعَ الجُندىّ السِّلاحَ ........... عَلَي الأعداء.»       (تجربي سراسري 75) الف- غاضباً                      ب- غَضْبانَ                     ج- مُهاجماً                                 د- هُجوماً

19- كدام گزينه مناسب جمله ي « تلعَبُ الطفلاتُ ﻓﻰ السّاحة ........» است؟              (رياضي سراسري 75) الف- مبتسماتاً                                                           ب- مبتسمينَ             ج- مبتسماتٍ                         د- مبتسمونَ

20- عَيِّن الصحيح عند تبديل الحال المفردة إلي جملة:                                                                  (آزمايشي عمومي 80)

 « تذهَبُ التلميذةُ إلي المدرسة حاملةً كُتُبَها.»         « تذهَبُ التلميذةُ إلي المدرسة .....»

الف- و هى حاملةً كُتُبَها.          ب- و تَحمِلينَ كُتُبَها.                  ج- حَمَلَتْ كُتُبَها.             د- تَحمِلُ كُتُبَها. بحث فعل معتلّ ناقص

مبحث معتلات

 ۱- ما هوَ المناسبُ لِلفراغ؟« عَلَيكُم أنْ ..... اللهَ و ...... أوامرَهُ.»                                        (هنر آزاد 81)

الف- تُطيعونَ- تَخشَونَ         ب- تَخشَوا- تُطيعوا                    ج- تَخشَي- تُطيعَ                        د- يَخْشَوا- يُطيعوا

۲- عَيِّن الخطأ ﻓﻰ أفعالِ الأمر:                                                                                                                    (انساني آزاد 81) الف- تَعودُ: عُدْ                  ب- تُقيمُ: قُمْ                      ج- تَعيشانِ: عيشا                 د- تَقضينَ: اِقْضى

۳- كَمْ فعلاً صحيحاً ﻓﻰ الآيةِ الكريمة؟   ﴿ و نَقولُ لِلّذينَ ظَلَموا ذُوقُوا عذابَ النّارِ الّتـﻰ كُنتُم بِها تُكَذِّبونَ﴾    (رياضي سراسري 81)

الف- فعلانِ اثنانِ            ب- فعلٌ واحدٌ                ج- ثلاثةُ أفعالٍ                        د- أربعةُ أفعالٍ

4- عَيِّنْ مادّةَ الكلماتِ التّالية: « يَدَعُ- يُقيمُ- اِهْتَدَوْا»                                                                   (تجربي سراسري 81)

 الف- دعو- قام- هدو                 ب- دعى – قوم- هدو              ج- دعو- قيم – هدى                     د- ودع- قوم- هدى

 ۵- عَيِّن الخطأ:                                                                                                                              (زبان سراسري 81)

الف- أنتم تَدْعونَ رَبَّكُم.          ب- أنتنّ تَدعينَ رَبَّكُنَّ.                 ج- أنتِ تَخشَينَ رَبَّكِ.              د- أنتنّ تَخشَينَ رَبَّكُنَّ.

 ۶- كَم فعلاً معتلّاً ناقصاً ﻓﻰ العبارةِ التّالية؟ قالَ اللهُ تعاليَ: ﴿ ألْقِها يا موسي فَألْقاها فَإذا هىَ حيَّةٌ تَسعَي﴾                                  (رياضي سراسري 80)

 الف- أربعة                       ب-اِثنانِ                          ج- خَمسَة                                       د- ثَلاثة

۷- ما هو إعرابُ « يَرَ» ﻓﻰ : ﴿ فَمَن يَعْمَلْ مِثقالَ ذرّةٍ خيراً يَرَهُ﴾     ( رياضي آزاد 80)                                                                 

 الف- مجزوم                     ب- منصوب                    ج- مرفوع                           د- مجزوم محلاً   

 ۸- الأمر مِن « تُعْطونَ»                                                                                                                    (رياضي سراسري 75) الف- أعْطُوا                      ب- اُعْطُوا                                     ج- أعْطَوا                                       د- اِعْطُوا

۹- صيغَتا « للمخاطبينَ» و « المخاطبات» مِن «يَتْلُو» :                                                                    (رياضي سراسري 75)

الف- تَتْلونَ/ تَتْلينَ                       ب- تَتْلونَ/ تَتْلونَ                    ج- يَتْلونَ/ تَتْلونَ                 د- يَتْلونَ/ تَتْلينَ

10- صيغةُ الأمر المخاطب مِن فعلِ «وَقَي، يَقى» :                                                                                    ( انساني سراسري 75) الف- أقِ                       ب- أقى                           ج- قِ                                 د- قى

11- الجمع المؤنّث مِن «دَعَا»                                                                                                              (رياضي آزاد 74)

 الف- دَعْنَ                       ب- دَعَيْنَ                        ج- دَعَتْنَ                             د- دَعَوْنَ

12- ما هو الأمرُ المخاطب  مِن «أوصَي»؟                                                                                                 (رياضي آزاد 80)

 الف- أوصِ                     ب- أوصِى                        ج- اُوصِ                              د- وَصَّ        

  13- ما هو  المناسب للفراغ؟ «المعلماتُ ....... الجيلَ القادِم».                                                               ( اختصاصي آزاد 79)

 الف- تُرَبّينَ                     ب- تُرَبّونَ                        ج- يُرَبّونَ                                       د- يُرَبّينَ 

14- عَيِّن الخطأ:                                                                                                                              ( رياضي آزاد 79)

 الف- لا تبيعى                   ب- لم تَقُلْنَ                      ج- لَمْ أدْعُ                          د- لم تَقُولْ        

 15- عَيِّن المخاطبة مِن «يَدْعُو»:                                                                                                          (پزشكي آزاد 76)

الف- تَدعينَ                     ب- تَدْعُوينَ                      ج- تَدْعُو                                       د- تَدْعُونَ                    

 16- ما هو المناسبُ للفراغ؟   « شهداؤنا الأبرارُ ......... بِدَمِهِم شجرةَ الحرّيّة.»                                                (انساني آزاد 76)

 الف- سَقَوْا                       ب- سَقَي                          ج-  سَقَتْ                            د- سُقِيُوا

 17- فعلُ أمرٍ مِن «تَخشَونَ» :                                                                                                             (پزشكي آزاد 75)

الف- اِخشَونَ                  ب- اِخْشَيوا                                   ج- اِخْشَوا                            د- اِخشَيونَ

18- عَيِّن الأمر مِن فعلِ «رأي- يَرَي»                                                                                                    (تجربي سراسري 79 ) الف- أرِ                        ب- أرَي                            ج- رَى                                                د- رَ               

19- مَيِّز الخطأ ﻓﻰ أفعالِ الأمِر التّاليةِ:                                                                                                     (تجربي سراسري 78) الف- تَعودُ = عُدْ                     ب- تُعيدُ = أعِدْ                           ج- تَعِدُ = عِدْ                         د- تَدْعُ = دُعْ

 20- مَيِّز الخطأ ﻓﻰ استعمالِ «لامِ الأمر» فيما يَلى :                                                                        (رياضي سراسري 78)

الف- هو يَسعَي = لِيَسْعَ                 ب- أنتَ تَبيعُ = لِتَبِعْ       ج- هُنَّ يَدْعونَ = لِيَدعونَ        د- هُم يَرمُونَ = لِيَرمُوا

 بحث مفعول مطلق و مفعولٌ ﻓيه

1-مَيِّز العبارةَ الّتى ماجاءَ فيها مفعول مطلق: (عمومي چهار گروه سراسري 76)

 الف- جَيِّدٌ جدّاً               ب - حَمْداً لِلّهِ                     ج- سُبحانَ اللهِ                     د- عَلَيهِ السَّلام

 2- كدام گزينه مفعول مطلق مناسب، براي جمله ي« يُجيبُ الطّالبُ الدَّرسَ ......» است؟ ( هنر سراسري)

الف - إجابةً                  ب - إيجاباً                         ج- جَواباً                            د- وُجوباً

3- ما هو إعرابُ كلمةِ « فوق» ﻓﻰ:     ﴿ لا تَرفَعوا أصواتَكُم فوق صوتِ النَّبـﻰِّ﴾                                                        (تجربي آزاد 80) الف - مفعولٌ فيه و منصوب              ب - مفعولٌ به و منصوب           ج- مفعول مطلق و منصوب            د- مفعولٌ به دوم و منصوب

 4- أىُّ عبارةٍ لا تَشتَمِلُ عَلَي الظَّرف ؟                                                                                                       (انساني آزاد 80)

 الف - ﴿ مَنْ يُطِعِ اللهَ و رسولَهُ فَقَد فازَ فَوزاً عظيماً﴾                     ج- ﴿ و ما تَدْرى نفسٌ ماذا تَكسِبُ غَداً﴾

 ب - « سَلْ عَنِ الرَّﻓيق قبل الطّريق».                                         د- يُحاسِبُ النّاسُ يوم القيامة عَلَي أعمالهم.

 5- مَيِّز العبارة الّتـﻰ جاءَ فيها المفعول المطلق:                                                                           (رياضي سراسري 78)

الف - أجَبْبنا عَلَي السؤال إجابةً.                                       ب- لَمْ أجِدْ إجابةً عَنِ السؤال.

ج- عَلَيْنا الإجابةُ عَن أعمالِنا.                                            د- اِجتَهَدْنا إجابةً للمعلّم.

 6- عَيِّن المفعول المطلق:                                                                                                         (رياضي سراسري 81)

 الف - هي تُحَبُّ أن تُصْبحَ ً صَحَفيةً لكنّها لا تَتَمَنَّي أن تُنزِلَ أسبابُها جاهزةً .        ب - و أخيراً العلمُ يُمَثِّلُ دَوْراً مهمّاً ﻓﻰ حياةِ الإنسان.

 ج- ما أنشط* هذه الطالبةَ حقّاً! هى تُراجِعُ دُروسَها ﻓﻰ الصَّباحِ.                  د- إنَّ اللهَ تَعالي لا يُنَزِّلُ أسبابَ التَّقدُّمِ جاهزةً مِنَ السَّماءِ.

 (* يُمَثِّلُ دَوْراً: ايفا مي كند نقشي/ * ما أنشَطَ: چقدر فعّال است!)

7- عَيِّن المفعول المطلق:                                                                                                      (انساني سراسري 81)

 الف - إنَّ ﻓﻰ ذلك حقّاً.          ب - طالَبْتُ حقّاً قَد سُلِبَ.                  ج- كلامُك صحيحٌ حقّاً.                      د- كُنتُ حقّاً ﻓﻰ الأمر.

 8- عَيِّن الصَّحيحَ للفراغ لإيجادِ أسلوبِ المفعول المطلق: « مَن يُطِعِ اللهَ ....... العَبْدِ ؛ فَقَد فازَ ......... عظيماً.         (هنر سراسري 81)

 الف - إطاعةً- فَوزاً                  ب - مُطيعاً – فَوزاً                               ج- طاعةً- فائزاً                         د- مُطاعاً- فائزاً

9- عَيِّن الخطأ لِلفَراغ لِبَيانِ نوع الفعل:           « ينظُرُ العاقلُ إلي الأمور .....»                                            (زبان سراسري 81)

الف - ناظِرَ الحقيقةِ          ب- نَظَرَ المتأمِّلِ                     ج- نَظَرَ الباحثِ                    د- نَظْرَةً دقيقةً                               

10- عَيِّن الجملةَ ﺍﻟّﺘﻰ فيها الفعول المطلق:(تجربی آزاد۸۱)   

الف ﴿ وَ مَن يُطِعِ اللهَ فَقَد فازَ فوزاً عظيماً﴾                                ج- ﴿ و إنَّ كثيراً مِنَ النّاسِ عَن آياتِنا لَغافِلونَ ﴾

ب - ﴿ قَد أنزَلَ اللهُ إلَيكُم ذِكْراً﴾                                        د- نَعبُدُ اللهَ عَلَي نَعمائه دائماً.

 11- اِجْعَل المفعول المطلق المناسب للفَراغ:            «المؤمنونَ يُكرِمونَ ضُيوفَهُم ........»            ( تجربي سراسري 79)

 الف - إكراماً                   ب - كريماً                               ج- مُكَرِّماً                      د- مُكَرِّمونَ       

12- مَيِّز العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰماجاء  فيها المفعول المطلق النوعى :                                 ( انساني سراسري 79)

الف - إنَّهُ يَتْلُو القرآنَ تلاوةً صحيحةً.                                        ج- سَيَقْرَأ الدَّرسَ قِراءةً جَيِّدةً.

ب - إنَّنـﻰ أقرَأ الدَّرْسَ قِراءةً.                                                د- هُم يَتْلُونَ القرآنَ تلاوةَ الخاشِعينَ.

13- مَيِّز كلمةَ « حَمْد» مفعولاً مطلقاً:                                                                                      (رياضي سراسري 79)

 الف - أودُّ لَويكونُ حَمْدى حَمْدَ الطائعينَ.                                    ج- إنَّ الحَمْدَ لِلّهِ رَبِّ  العالَمينَ.

 ب - أحمَدُ اللهَ حَمْدَ الشّاكِرين.                                         د- كانَ حَمْدُهُ حَمْدُ المُخلِصينَ.

 14- ما  هوَ الصَّحيحُ لِلْفَراغ لِإيجادِ اُسلوبِ المفعول المطلق؟« هؤلاءِ الجُنودُ ثَبَتوا ......... البُروجِ أمامَ الأعداءِ»      (هنر سراسري 78)

الف - إثبات                    ب – مُثبِت                        ج- ثُبوت                          د- مُثابتة                                     

15- مَيِّز العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰ ماجاءَ  فيها المفعول المطلق: (تجربي سراسري 78)

 الف - الجُنودُ حَقَّقوا النَّصْرَ تحقيقاً.                                              ج- اِنتَصَرَ الجُنودُ ﻓﻰ المعركةِ حقّاً.

ب - الحقيقةُ أنَّ الجُنودَ انتَصَروا انتِصاراً.                               د- حَقَّقنا ﻓﻰ الدفاعِ انتصاراً عظيماً. 16

- عَيِّن المفعول المطلق :                                                                                              (تجربي سراسري 80)

الف - إنَّ عفواً مِن عندكَ جميلٌ.   ب - إلهى، عَفْواً عن المُذنِبينَ.                 ج- طَلَبْتُ عَفْواً مِنَ الله.        د- لاتَنْسَ عَفْواً تَقْدِرُ عَلَيهِ.

17- عَيِّن العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰ ليس فيها المفعول المطلق:                                                                           (رياضي  سراسري 80)

 الف - تَعَجَّبْتُ مِنْها و كَرَّمتُها تَكريماً كثيراً.                                ج- لاتَكونُ مِياهُ البَحرِ عَذْبَةً عادةً كَمِياهِ الأنهار.

 ب - ما أجْمَلَ الرَّبيعَ حقّاً، فَالطَّبيعةُ تَبتَسِمُ.                           د- عَفْواً يا معلّمتـﻰ، لَم أقدِرْ أنْ أكتُبَ واجِباتى.

 18- عَيِّن العبارة ﺍﻟّﺘﻰ فيها المفعول المطلق النوعى:                                                         (پزشكي آزاد 79)

الف - طَرَقْتُ البابَ طَرْقةً.                                                    ج - اُنظُروا إلي الدُّنيا نَظَرَ الزّاهدينَ فيها .

ب- لاتَجْزَعْ ﻓﻰ المصائبِ جَزَعاً.                                             د- يا أيّها الّذينَ آمَنوا صَلّوا عَلَيهِ و سَلِّموا تَسليماً.

19- مَيِّز الجوابَ  الّذى ماجاء  فيهِ اُسلوبُ المفعول المطلق:                                              (آزمايشي عمومي 79)

 الف - لماذا تَأخَّرْتِ يا مريم؟              عَفْواً يا صدَيقَتـﻰ                              ب - لا تَتَكاسَلْ ﻓﻰالدِّراسة يا وَلَدى .     طاعةً أمّى.

ج- اِحْفَظْ دُروسَكَ يا تقىّ.                  سَمْعاً يا أستاذ.                              د- ماذا تَعمَلُ عِندَما تَندَمُ مِن عَمَلِك؟      أطلُبُ عَفْواً.

20- ما هوَ إعرابُ « ذِكْراً جميلاً»      ﴿ يا أيّها الّذين آمَنوا اذكُروا اللهَ ذِكْراً جميلاً ﴾                                     (پزشكي آزاد75)

 الف - مفعول مطلق تأكيدي                    ب - مفعول مطلق نوعي                   ج- مفعولٌ به                              د- نائب  فاعل

21- مَيِّز الجوابَ المناسبُ لِلفَراغِ ﻓيـما يَلى: « هَل تَعرِفُ أنَّ الدُّنيا ...... و الآخرة ........؟                           (تجربي سراسري 78)

 الف - وَراءَكَ / خَلْفَكَ          ب - خَلْفَك / أمامَك                      ج- عِندَكَ / عَلَيكَ                             د- لَكَ / عِندَكَ

۲۲- مَيِّز العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰ جاءَ فيها المفعول فيه منصوباً:                                                                   ( رياضي سراسري 79)

 الف - اُنزِلُ القرآنُ ﻓﻰ شَهْر رمضانَ.                                  ج- يَصُومُ المُسلِمونَ شَهْر رمضانَ.

 ب - شَهْرُ رمضانَ شَهْر الصِّيامِ.                                        د- يُحِبُّ المؤمنونَ شَهْر رمضانَ.

 23- مَيِّز الجواب الّذى جاءَ فيهِ ظرفُ المكان:                                             (عمومي چهار گروه سراسري 76)

 الف - أحسَنُ الجُودِ، العَفْوُ بَعْدَ المَقدرة.                               ج- ﴿ لا تَرفَعوا أصواتَكُم فَوقَ صوتِ النَّبـﻰ﴾

ب - سَلْ عَنِ الجارِ قَبْلَ الدّارِ.                                            د- ﴿ و ما تَدْرﻯ نَفْسٌ ماذا تَكْسِبُ غداً﴾ 24

- مَيِّز الجوابَ الّذي لا يُناسِبُ  الفَراغَ ﻓﻰ العبارة التالية: « أينَ تَجلِسُ ﻓﻰ الصَّفِّ؟ - أجلِسُ ...... المعلِّمِ حينَ الدَّرس.»        

 ( رياضي سراسري 78)

 الف - أمامَ                      ب - جَنبَ                                   ج- خَلْفَ                            د- عِندَ                                      

  25- مَيِّز الآيةَ الكريمةَ ﺍﻟّﺘﻰ ما جاء  فيها المفعول فيه:                                                                                   ( هنر سراسري 79) الف - ﴿اليوم أكمَلْتُ لَكُم دينَكُم﴾                                              ج- ﴿ قالَ اللهُ هذا يوم يَنفْعُ الصادقينَ  صِدْقُهُم﴾

 ب - ﴿ فَاللهُ يَحكُمُ بَينَكُم يوم القيامة﴾                                         د- ﴿ و لا يُكَلِّمُهُم اللهُ يوم القيامة و لا يُزَكِّيهم﴾

26-  ما هى أنواعُ المفعول عَلَي التَّرتيب ﻓﻰجملةِ (رَبِّ دَعَوْتُ قَومي ليلاً و نَهاراً)؟

 الف - مفعولٌ  فيه – مفعولٌ به                                          ب - مفعولٌ به – مفعول مطلق

 ج- مفعولٌ فيه – مفعولٌ فيه                                              د- مفعولٌ به- مفعولٌ فيه

 27- مَيِّز  الآية الكريمة ﺍﻟّﺘﻰ جاءَ ﻓيها المفعول فيه:                                                                                    (تجربي سراسري 79) الف - ﴿هذا يوم الفَصْل  الّذى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبونِ ﴾                    ج-﴿ رَبَّنا إنَّكَ جامعُ النَاس لِيَوم لا رَيبَ فيه﴾

ب -﴿ قالَ لَبِثْتُ يوماً أو بَعضَ يوم﴾                                          د- ﴿ أنَّ السّاعةَ آتيةٌ لا رَيبَ ﻓيها فيها﴾

28- مَيِّز الجملةَ ﺍﻟّﺘﻰ جاءَ  فيها المفعول فيه منصوباً :                                                                  (انساني سراسري 79)

 الف - حَضَرَتْ حتّي الآنَ خَمسُ معلِّماتِ.                           ج- ماذا تَتَناول ﻓﻰ عَشائكَ؟

ب - سَنَحْضُرُ  صَباحاً ﻓﻰ المكتبة.                                    د- يَجِبُ أن تَستَعِدَّ مِنَ الآنَ.

 29- عَيِّن العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰ لا يوجَدُ فيها المفعول المطلقُ:                                                                               ( انساني سراسري 81) الف - إنَّ المُتَشائمَ لا يَرَي ﻓﻰ العالمَِ جميلاً.                           ج- سبحانَ  الّذى خَلَقَ الأزواجَ كُلَّها.

ب - تَهْتَمُّ التلميذةُ ﻓﻰ أداءِ واجبِها كثيراً.                                د- واجَهَنى المعَلّمُ مواجهةَ الأبِ الرؤوف.

30- مفعولٌ فيه در عبارت « يَذهَبُ الفلّاحونَ إلي المزرعةِ عِندَ الصَّباحِِ و يَرجِعونَ إلي البَيتِ وَقْتَ الغُروبِ.» كدام است؟        

( تجربي سراسري 75)

الف - المزرعة / البيت                ب- الصباح/ الغروب                        ج- عند/ وقت                            د- عند/ الصباح          



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 14:8 | نویسنده : محمد شقاقي |

بحث تمييز

1-مَيِّز الصَّحيحَ ﻓﻰ إيجادِ أسلوبِ التمييز:                                                                                       (تجربي سراسري 79)

الف-لاتكُنْ غاضِباً أمامَ كُلِّ صغيرةٍ.                                             ج-اِنهَزَمَ العَدوُّ من المعركة غَضْبانَ.

ب-غَضَباً علي الظالمين و الأعداء.                                      د-اِزدادَ العدوُّ غَضَباً مِن انتِصارِنا.

2-عَيِّن الصَّحيحَ ﻓﻰ أسلوبِ التَّمييز:                                                                                                     (انساني سراسري 79)

الف- اللهُ أحكَمُ الحاكمينَ.                                               ب- اللهُ شديدُ العِقاب.

ج- رَبُّنا أكثَرُ رحمة.                                                      د- رَبّـﻰ ربـﻰ فَضْلُهُ  كَثير.

3- مَيِّز الكلمةَ المناسبةَ لِتكونَ تمييزاً  ﻓﻰ العبارة التّالية: «إنَّ اللهَ أنزَلَ القرآن لِيَحْفَظَ كرامةَ الإنسان.»                                ( هنر سراسري  78)

الف- القرآنَ                    ب- الإنسان                                   ج- كرامةَ                            د- لِيَحْفَظَ

4- عَيِّن الخَطَأ  ﻓﻰ تعيين أصلِ التمييز:                                                                                                  (رياضي سراسري 79)

الف- ﴿ وَ فَجَّرْنا الأرضَ عُيوناً﴾ = مفعولٌ به                         ب- ﴿ و كانوا أكثَرُ قوّةً﴾ = مفعولٌ به

ج- ﴿ وَ مَن أحسَنُ قولاً﴾ = مبتدا                                      د- ﴿ هو أفصَحُ مِنّى  لِساناً﴾ = مبتدا

5- مَيِّز العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰ جاءَ فيها التمييز:                                                                                                   (عمومي چهار گروه سراسري 76)

الف- آمَنَ أصحابُ النَّبـﻰَّ (ص) بِرَبِّهِم إيماناً.                               ج- أنصُرُ المستضعَفين  إيماناً بِاللهِ.

ب- إنَّ إيمانَ المؤمنينَ أكمَل مِن غيرهم.                             د- بِمُشاهَدَةِ آياتِ اللهِ يَمتَلئُ قَلبـﻰ إيماناً.

6- در كدام گزينه تمييز به كار رفته است؟                                                                                              (تجربي سراسري 75)

الف- أكرَمْتُهُ إكراماً.           ب- اِزدادَ كَرَماً.                     ج- رَأيتُهُ كريماً.                    د- ضُيِّفَ* مُكَرَّماً.            

(* ضُيِّفَ: مهماني شد)

7- نقش «إيماناً» در جمله ي «اِزدادَ النّاسُ إيماناً بِاللهِ» كدام است؟                                                                  (انساني سراسري 75)

الف- تمييز                     ب- حال                          ج- مفعولٌ به                        د- مفعولٌ فيه

8- كدام گزينه در برگيرنده ي تمييز است؟                                                                                             (پزشكي آزاد 78)

الف- إنَّهُ كانَ مِن أحسنِ التلاميذِ دَرْساً.                                ب- كانَت المدرسةُ مُزدَحَمَةً بِالنّاس.

ج- عاتَبْتُ المُخطِئَ أمَلاً ﻓﻰ إصلاحِهِ.                                  د- هَجَمَ المجاهِدونَ عَلَي الأعداءِ فَرِحينَ.

9- اِجعَل الفاعِلَ ﻓﻰ الجملةِ تمييزاًَ: «حَسُنَتْ أخلاقُ هذه التّلميذةِ.»                                                                    (پزشكي آزاد 77)

الف- حَسُنَت تلميذةً هذه أخلاقُها.                                     ب- حَسُنَتْ هذه التلميذةُ مِن جِهةِ الأخلاق.

ج- حسنت هذه التلميذةُ أخلاقاً.                                       د- حسنت تلميذةٌ الأخلاقُ هذه.

10- كلمه ي «شاياً» در جمله ي «شَرِبْتُ كوباً شاياً». چه نوع تمييزي است؟                                                       (انساني آزاد 77)

الف- وزن                     ب- مساحت                                    ج- عدد                             د- مقدار           

11- كدام گزينه دربرگيرنده ي تمييز نيست؟                                                                                          (رياضي آزاد 77)

الف- أشرَبُ كُلُّ يومٍ كوباً شاياً.                                         ب- جَفَّت* الشجرةُ ﻓﻰ الخَريفِ أوراقاً.

ج- تَفَتَّحَت الأشجارُ ﻓﻰ الربيع أزهاراً.                                  د- ساعَدْتُ المسكينَ إيماناً بِاللهِ.

{ جَفَّتْ: خشك شد}

12- كدام گزينه در برگيرنده ي تمييز است؟                                                                                            (انساني و تجربي آزاد 77)

الف- اِمتَلَأ قَلْبـﻰ قَلْبـﻰ إيماناً.                                          ب- آمَنْتُ بِرَبّى إيماناً.

ج- ساعَدْتُ المسكينَ إيماناً بِاللهِ.                                       د- اِتَّكَلْتُ علي نَفْسى اِتِّكالاً حتّي لا أحتاجُ إلي غَيرى.

13- مَيِّز الخطأ للفراغ لإيجادِ أسلوبِ التمييز:         « تَمْتَلئُ قُلوبُنا بَعدَ مُشاهَدَةِ هذه الآياتِ .....                                  (هنر سراسري 79)

الف- يقيناً                      ب- خاشعاً                                    ج- إيماناً                            د- اِعتقاداً

14- «إيماناً» در « أفضَلُكُم إيماناً أحسَنُكُم أخلاقاً.» چيست؟                                                                        (پزشكي آزاد 75)

الف- حال                       ب- تمييز                           ج- مفعولٌ به                         د- مفعول مطلق

15- عَيِّن الصَّحيحَ لِلفَراغ وفْقَ الترجمة: «أكثَرُ النّاسِ .....، مَن ........» «فهيم ترين مردم كسي است كه نااميد نمي شود.»           (رياضي سراسري 81)

الف- تَفهيماً- ما قَنَطَ                                                   ب- تَفاهُما- مايَئِسَ       

ج- فهيماً- لايرجوا                                                    د- فَهماً- لا يقنَطُ

16- عَيِّن « التمييز»:                                                                                                                    ( انساني سراسري 81)

الف- آجَرَكَ اللهُ أجراً كثيراً.                                            ب- يُعْطى رَبُّنا الصَّبورُ أجراً بِغَيرِالحساب.

ج- الصَّبورُ أشَدُّ أجراً مِنكَ.                                              د- إنَّ  ﻓﻰ هذه المصيبة لَكَ أجْراً عظيماً.

17- ما هو المناسب للفراغ؟            ( مَن أصدَقُ مِنَ اللهِ .........)                                                                      (انساني آزاد 81)

الف- حديثٌ                  ب- حديثٍ                         ج- حديثَ                            د- حديثاً

18- اِجعَل المفعول ﻓﻰ الجملة التالية تمييزاً ؟      « فَجَّرْنا عُيونَ الأرض.»                                                           (پزشكي آزاد 80)

الف- فَجَّرَ العُيونَ أرضاً.                                                 ب- فَجَّرْنا العيونُ أرضاً.

ج- عُيونُ الأرض تَفَجَّرَت تفجيراً.                                      د- فَجَّرْنا الأرضَ عيوناً.

19- ما هو إعرابُ « ثَواباً» و «أمَلاً» ﻓﻰ العبارةِ التّالية؟﴿ الباقياتُ الصّالحاتُ خيرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً و خيرٌ أمَلاً﴾                    (تجربي آزاد 80)

الف- تمييز- تمييز                                                      ب- حال، تمييز             

ج- تمييز، حال                                                            د- مفعول مطلق، تمييز

20- عَيِّن العبارةَ ﺍﻟّﺘﻰجاءَ فيها التمييز:                                                                     (كنكور آزمايشي عمومي 80)

الف- أصِبْتُ بِالفَشَل مِراراً*.                                            ب- العلماءُ أكثَرُ النّاس خُشوعاً لِلّهِ.

ج- رَأيتُكَ ﻓﻰ المدرسة حَزيناً.                                          د- تَوَطَّنْتُ* هُناكَ لِلوُصول إلي حياة طيّبة.

(* مِرار: جمع «مَرَّة» = بارها/ تَوَطَّنْتُ: وطن گرفتم)

بحث استثناء

1-ما هو الصَّحيحُ عن  المستثني  و  المستثني منه علي الترتيب؟﴿ و إذ قُلْنا لِلملائكةِ اسْجُدوا لِآدَمَ فَسَجَدوا إلّا إبليسَ﴾            (رياضي «عصر» آزاد 81)

الف- إبليس- ضمير« الواو» ﻓﻰ «سَجَدوا»                                 ب- الملائكة- نا

ج- ضميرُ « نا» - إبليس                                                                  د- ضميرُ «الواو» ﻓﻰ «سَجَدوا» - آدم

2- عَيِّن المستثني المناسب لِلفَراغ:    « لا يدخُلُ الجَنَّة إلّا .....»                                                                      (انساني آزاد 81)

الف- المؤمنونَ                       ب- المؤمنينَ                       ج- المؤمناتِ                       د- المؤمنَ

3-اِمْلَأ الفَراغَ  بِالمستثني المناسب:؟        « التلميذاتُ نَجَحْنَ ﻓﻰ الامتحان إلّا ....... مِنهُنَّ.»                                        (تجربي آزاد 80)

الف- واحدةً                  ب- واحدةٌ                         ج- واحداً                            د- واحدٌ

4- مَيِّز الصَّحيحَ لِلفَراغ ﻓﻰ العبارة التّالية:          « لا يُسْمَعُ مِن الصَّفِّ إلّا........»                                                     (رياضي آزاد 81)

الف- أصواتَ التلاميذ          ب- صوتَ التلميذ               ج- صوتُ المعلّمِ                   د- أصواتُ التلاميذُ

5-ما هو نوعُ المستثني و إعرابه ﻓﻰ:              « لا يَخافُ المؤمن إلّا الله.»                                                          (پزشكي آزاد 79)

الف- مستثني مفرّغ و منصوب                                               ب- مستثني مفرّغ و مرفوع

ج- مستثني متّصل و منصوب محلاً                                          د- مستثني مفرّغ و مرفوع محلاً

6- مَيِّز الصَّحيحَ للفراغ لإيجادِ أسلوبِ الاستثناء:        « لا تنجَحُ ﻓﻰامتحاناتِ نِهايةِ السَّنَةِ إلّا .....»               (آزمايشي عمومي 79)

الف- الأقوياءَ                                                           ب- المُجِدّاتُ                            

ج- المُجِدّاتِ                                                             د- الفائزينَ

7-عَيِّن الخطأ فـﻰ إعراب المستثني  :                                                                                                   (رياضي سراسري  81 )

الف- قُمتُ بِأداءِ جميعِ الواجباتِ ،و لَم يَبقَ إلّا وفاءَك بِوَعدِكَ  .

ب- لا تمِلكُ الجماهيرُ سلاحاً مقابلَ الأعداء ،إلّا الايمانَ بِاللهِ  .

ج- ما كُنّا نُريدُ إلّا بِناءَ مجتمعٍ إسلامـﻰٍّ ،فَلِهذا خالَفَنا الأعداءُ .

د- تَكَلَّمَ أبـﻰ عَن جميعِ الذِّكْرَياتِ إلّا ذِكْرياتِ الحربِ المفروضـﺔ .

8-عَيِّن الخَطَأ للفراغ:                « لا أعرِفُ ناجِحاً فـﻰ الحياةِ إلّا ..............  » .                                           (تجربي سراسري  81  )

الف-إبراهيمَ                   ب- علـﻰَّ                         ج- يوسفَ                         د- يعقوبَ

9-عَيِّن الخَطَأ للفراغ :               « إنَّنا لَم نُشاهِدْ فـﻰ الحَقْل إلّا .............. » .                                      (انساني سراسري 81)

الف-الفّلاحونَ                                                           ب- الفلّاحينَ                

ج- فلّاحَينِ                                                              د-  الفلّاحاتِ

10-عَيِّن الصحيح فـﻰ الاستثناء :                                                                                                        (زبان سراسري  81)

الف-لايَفشَلُ فـﻰ الدَّرسِ إلّا المُتكاسِلينَ .                             ج-ينجَحُ هذا الطّالبُ إلّا المُتكاسلِونَ .

ب-كُلُّ عَمَلٍ مُباحٌ إلّا التكاسُلَ  .                                       د-يَجتَهِدُ النّاسُ فـﻰ عَمَلِهِم إلّا المتكاسِلُ .

11-ما هو الصحيحُ عَن إعرابِ المستثني ؟ « لايُقالُ إلّا ..............  »                                                                 (رياضي آزاد 81 )

الف- الحَقَّ                      ب- الحَقِّ                         ج-حقّاً                             د- الحقُّ

12-ما هو الخطأ لِلفَراغ ﻓﻰ العبارةِ التّالية؟                   «لَمْ يَحْدُثْ ﻓﻰ هذه السَّنَةِ إلّا .....»                                       (هنر سراسري 78)

الف- زِلزالَينِ                     ب- زِلزالٌ                           ج- زلزلةٌُ                                            د- زلزالانِ              

[ زِلزال: زمين لرزه]

13-ما هو الصَّحيحُ لِلفَراغ؟                         « ما حَضَرَتْ ﻓﻰ المدرسةِ إلّا.....»                                                (تجربي سراسري 78)

الف- الطّالبتَينِ المجتهدتَينِ                                             ب- الطّالبتانِ المجتهدتانِ

ج- الطّالبتانِ المجتهدَينِ                                                  د- الطّالبتَينِ المجتهدَينِ

14-ما هو المناسب للفراغ؟          « يَجِبُ عَلَيكُم ألّا تَقولوا إلّا ..... الحقِّ.»                               (عمومي چهار گروه سراسري 76)

الف- الكلمةُ                   ب- كلمةَ                           ج- كلمةُ                            د- كلمةِ            

15- ما هو الصَّحيحُ للفراغ؟           « لا يُحِبُّ العمل الصّالح .......»                                                           (رياضي سراسري 75)

الف- إلّا المؤمنينَ العابِدونَ                                             ب- إلّا المؤمنونَ العابدونَ

ج- إلّا المؤمنونَ العابدينَ                                               د- إلّا المؤمنينَ العابدينَ

16-ما هو إعرابُ «وَجْه» ﻓﻰ:  ﴿ كُلُّ شـﻰ ءٍ هالكٌ إلّا وَجْهه﴾؟                                                                    (انساني و تجربي آزاد 79)

الف- مستثني و منصوب                                              ب- مستثني و مرفوع

ج- مستثني مفرّغ و مرفوع                                            د- مستثني مفرّغ و محلّاً منصوب

17-كدام گزينه در برگيرنده ي مستثناي مفرَّغ نيست؟                                                        (انساني و تجربي آزاد 78)

الف- لا يَخافُ المؤمن إلّا الله.                                         ب- ﴿ و ما يَجْحَدُ * بِآياتِنا إلّا القوم الظّالمون﴾

ج- يَنقُصُ كُلُّ شىءٍ بِالإنفاق إلّا العلم.                                د- لا تَرْجُ إلّا رَبَّك و لا تَخَفْ إلّا ذَنْبك.

[ *  ما يَجْحَدُ: انكار نمي كند]

18-عَيِّن الخطأ :                                                                                                                          (تجربي سراسري 79)

الف- لَم أقرَأ ﻓﻰ الكتابِ إلّا أبياتاً.                                     ب- لَم نَسْمَعْ مِنَ السّاحةِ إلّا أصواتاً.

ج- لانَرَي ﻓﻰ المَكتَب إلّا معلِّماتاً.                                      د- لا يُوجَدُ ﻓﻰ الصَّفِّ إلّا طالباتٌ.

19-عَيِّن المستثني المفرَّغ:                                                                                                                 (انساني سراسري 79)

الف-لَمْ أشاهِدْ ﻓﻰ المكتبة إلّا محمَّداً.                                                ج- لَيسَ ﻓﻰ ساحةِ المدرسةِ طالبٌ إِلّا حسناً.

ب- لَمْ تَذْهَب التلميذاتُ إلي المكتبة إلّا فاطمةَ.                            د- لا يُرَي *ﻓﻰ المكتبة أحَدٌ إلّامريمَ. [لا يُرَي:ديده نمي شود.]

20-مَيِّز الخطأ للفراغ:                      « نَجَحَ الجميعُ ﻓﻰ الامتحان إلّا.......»                                                 (هنر سراسري 79)    

الف- طالباتٍ                         ب- طالبتَينِ                        ج- طالبةً                                       د- طالبتانِ 

بحث منادا

1-در كدام گزينه مناداي عَلَم هست؟ (انساني آزاد 81)

الف -إلهى مَن ﻟﻰ غيرُكَ؛ أسألُهُ كَشْفَ ضُرّى.                        ب - رَبِّ عامِلْنـﻰ بِفَضلِك و لا تُعامِلْنـﻰ  بِعَدْلِكَ.

ج- اللّهمَّ اغْفِرْ ﻟﻰ الذُّنوبَ ﺍﻟّﺘﻰ تَهْتِكُ العِصَم.                          د- ﴿ قالوا يا أبانا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنوبَنا﴾

2- عَيِّن الخَطَأ   ﻓﻰ إعراب المنادي:                                                                                                     (هنر آزاد 81)

الف - ﴿ يا داودُ إنّا جَعَلْناكَ خليفةً ﻓﻰ الأرضِ﴾              

ب - يا لطيفُ ارْحَمْ عَبْدَكَ الضَّعيفَ.

ج- يا أبناءُ الأُمَّة الإسلاميّة، اِتَّحِدوا ضدَّ المستكبِرينَ.

د- يا رَبِّ اغْفِرْﻟﻰ و لِوالِدَىَّ و لِمَن دَخَلَ ﺑﻴﺘﻰ مؤمناً.

3- ما  هو الصَّحيحُ عَنِ المنادي؟                                                                                                         (رياضي آزاد 80)

الف - ﴿ يا آدمَ اسْكُنْ أنتَ و زَوجُكَ الجَنَّة ﴾                       ب - يا قدسُ يا مدينةَ الأحزان.

ج- يا سميعُ الدعاءِ ،اِغْفِرْﻟﻰ ذُنوﺑﻰ.                                      د- يا خادمُ الجسمِ كَمْ تَسعَي لِخدمتِهِ؟

4- دركدام گزينه مناداي عَلَم نيست ؟                                                                                                    (تجربي آزاد 80)

الف - يا قدسُ، أنتَ مدينةُ الأحزان.                                   ب -ياكميل، العلمُ يحرُسُك و أنتَ تحرُسُ المال.

ج- يا سميعَ الدُّعاءِ، اغْفِرْﻟﻰ ذُنوﺑﻰ.                                     د- ﴿ يا آدم اسْكُنْ أنتَ و زَوجُكَ الجنّةَ﴾

5- عَيِّنْ غيرَ المناسبِ للفراغ:              « يا ...... ، غُضَّ عَن ذُنوبِنا.»                                                              (رياضي سراسري 80)

الف - أبونا                                                               ب أبانا

ج- ذا العزّة                                                               د- ذا الجلال

6- مَيِّز الخَطَأ  لِلفَراغ:           « يا ........، إن تَتَّحِدوا؛ تَتَحَقَّقْ أهدافُكُم.»                                                            (انساني سراسري 78)

الف - أبنائى                                                             ب تلاميذى

ج- مُسلِمى                                                              د- شَعْبَنا

7- عَيِّن المنادي و إعرابَهُ ﻓﻰ:       ﴿ يا أَيُّها الّذينَ آمَنوا لا تُبطِلوا صَدَقاتِكُم بِالمَنِّ و الأَذَي﴾                                        (تجربي و انساني آزاد 77)

الف - أىّ ، مرفوعٌ محلاً                                                ب - أىّ ، ﻣﺒﻨﻰّ  علي الضَّمِّ و منصوبٌ محلاً

ج- الّذينَ، مرفوع محلّاً.                                                  د- الّذينَ ،منصوبٌ محلّاً.

8- كدام گزينه مضاعف نيست؟                                                                                                          (هنر سراسري 75)

الف - تَتَحَكّمونَ                                                                 ب يَفِرّونَ

ج- يُضَلِّلونَ                                                                    د- يَضُمّونَ

9- كدام گزينه به اسلوب منادا نيست؟                                                                                                    (انساني آزاد 80)

الف - ﴿ قالوا يا أبانا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنوبَنا﴾                                     ج- ﴿ رَبّنا إنَّنا سَمِعْنا مُنادياً يُنادي لِلإيمان أنْ آمِنوا بِرَبِّكُم فَآمَنّا﴾

ب - إلهى أغْنِنـﻰ بِحَلالِكَ عَن حَرامِك.                                    د- رَبّنا يَغْفِرُ لَنا  ذُنوبَنا.

10- ما هوَ نوعُ المُنادي ﻓﻰالعبارةِ التّالية و إعرابه؟              ﴿ يا أبانا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنوبَنا﴾                        (تجربي و انساني آزاد 79)  

الف - مضاف – منصوب به الف                                       ب - مضاف – منصوب محلاً

ج- عَلَم- ﻣﺒﻨﻰّ بر ضم                                                     د- عَلَم- منصوب محلاً

11- عَيِّن الخطأ ﻓﻰ إعراب المُنادَي:      (رياضي «صبح» آزاد 81)

الف - يا مُسلِمى العالَم، اِتَّحِدوا.                                         ب - السَّلامُ عليك يا أبا عبدِ اللهِ الحسين.

ج- يا أيّتُها المؤمنةُ، حافِظـﻰ عَلَي صلاتِكِ.                            د- يا سميعُ الدُّعاءِ، اِغْفِرْﻟﻰ ذُنوﺑﻰ.

12- عَيِّن غيرَ المناسب لِلفَراغ:             « يا ....... ، العلمُ يَحْرُسـ ..... و ........ ........ المالَ.»                 (تجربي سراسري 81)

الف - تلميذاتُ / كُنَّ/ أنتنَّ يحرُسْنَ                                     ب - مريمُ / ك/ أنتِ تَحرُسينَ

ج- مسلمـﻰ العالَم/ كُم / أنتم تحرُسونَ                                  د- وَلَدَنا / ك / أنتَ تَحْرُسُ

13- أيُّ عبارةٍ يَشتَمِلُ عَلَي المنادي المضاف؟                                                                                         (رياضي «عصر» آزاد 81)

الف - يا قُدسُ سَنُطَهِّرُكِ مِن دَنْسِ  الأعداء.                          ب - يا مَن اسْمُهُ دَواءٌ و ذِكْرُهُ شِفاءٌ.

ج- يا أيّها الإنسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الكريم.                             د- رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إن نَسِينا أوْ أخْطَأنا .

14- أىُّ عبارةٍ يشْتَمِلُ عَلَي المضاعف؟                                                                                                    (انساني آزاد 81)

الف - مَرَرْتُ بِصَديقى ﻓﻰ الشّارع.                                      ب - اِشتَرَيْتُ ثلاثةَ كُتُبٍ مِن المكتبة.

ج- وَجَدْتُ الفرصةَ المناسِبةَ لِلمُطالعة.                                   د- إنَّ المعلِّمَ يَبْحَثُ عَن فرصةٍ لِيَتَكَلَّمَ مَعَ التلميذ.

15- ما هو الصَّحيحَ لِلفَراغ؟ « يا ....... القَريةِ احذَروا الآفاتِ الزِّراعيّةَ.»                                     (تجربي سراسري 75)                 

الف - فلّاحينَ                   ب - فلّاحى                      ج-فلّاحو                             د- فلّاحونَ

16- عَيِّن الخطأ:                                                                                                                            ( انساني سراسري 80)

الف - أيُّها الربيع، مَتَي تأتى؟                                            ب - يا أيُّها المسلمينَ، اتَّحِدوا.

ج- يا أيَّتُها الأرضُ، مَتَي تَبتَسِمينَ؟                                     د- أيَّتُها الشَّمْسُ ، أنيرى.

17- مَيِّز الصَّحيحَ لِلفَراغ:     « يا أيَّتُها ........» :                                                                                         ( هنر سراسري 79)

الف - المُسلِماتُ             ب المُسلِمةِ                           ج- مُسلِماتِ                    د- المُسلِماتَ    

18- مَيِّز الصَّحيحَ لِلفَراغ:        « يا ......... العلم، كُنَّ .......... عَمَلٍ.»                                                                   (تجربي سراسري 79)

الف - ذا / ذا                    ب - ذا / ذو                          ج- ذو / ذا                     د- ذو/ ذو

19- اِجْعَلْ ﻓﻰ الفَراغ كلمةً مناسبةً لإِيجادِ أسلوبِ النّداء:           « يا .........ـى المُجدّينَ.» :       ( انساني سراسري 79)

الف - أصدِقاء                   ب الأصدِقاء                        ج- أيُّها الأَصدِقاء            د- صَديقانِ

20- ما هو  الخَطَأ  عَنِ العبارةِ التّالية؟                « رَبّنا، يا الله، لاتُزِغْ قُلوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا.»                      (هنر سراسري 78

الف- الله:مناداي علم                        ب- ربّ: منصوب               ج- ربّ: مناداي علم                        د- الله: ﻣﺒﻨﻰّ  عَلَي الضَّمِّ.

           

 

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 13:54 | نویسنده : محمد شقاقي |

 

 

موانع یادگیری زبان عربی

 

 

مقدمه:

چندی است که بی رغبتی دانش آموزان و دانشجویان به فراگیری زبان عربی  در مدارس و دانشگاهها موضوع همایشها و جلسات مختلف کارشناسان و متخصصین  شده است و بعضاً راهکار هایی نیز ارائه گردیده این موضوع منجر که مطالعات زیادی رادر این زمینه انجام دهم و به لحاظ تجربه کاری بیست و پنج ساله خود تصمیم به تهیه این مجموعه نمودم امیدوارم مورد توجه و استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد. 

انسان موجودی دارای عقل و اندیشه و موجودی است که مسؤول آفریده شده و به منظور برآورده ساختن نیازهای خود ناچار است به صورت اجتماعی زندگی کند او در این شرایط نیاز مند وسیله ارتباطی در حد بالایی احساس است. و از آن جایی که سخن گوی اندیشه ی انسان زبانش است لذا جهت برقراری ارتباط باید زبان همدیگر را  بفهمند . گفته شده تنوع زبان امروزه به حدی است که حدود 4000 زبان را معرفی کرده اند.

تعدد زبانی و نمادهای نوشتاری و نیاز روزافزون انسان‌ها در دهکده جهانی به برقراری ارتباط و استفاده از امکانات علمی، فنی و... یکدیگر، ضرورت یادگیری بعضی از زبان‌های دنیا را بسیار حتمی نموده است. از جمله یادگیری زبان انگلیسی و عربی برای ایرانیان. این آموزش در آموزش‌وپرورش کشور ما از دوره راهنمایی به طور رسمی آغاز می‌شود و سالانه وقت زیادی از معلمان و دانش‌آموزان صرف یادگیری مسائل مختلف این زبان‌ها به عنوان زبان خارجی می‌شود.

در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا نظام تعلیم و تربیت به اهدافی که در یادگیری زبان‌های خارجی تعیین نموده است، دست می‌یابد؟ تا چه حد این اهداف با روش‌های فعلی قابل دستیابی‌اند؟ موانع موجود کدامند؟ در این مقاله به برخی از موانع فعلی در یادگیری زبان‌های خارجی در نظام آموزش‌وپرورش پرداخته شده است.

بدین منظور این موانع در چند مقوله زیر مورد بحث قرار می‌گیرند:

1ـ عوامل مربوط به دانش‌آموزان

2ـ عوامل مربوط به جامعه

3ـ عوامل مربوط به نظام آموزشی

4ـ عوامل مربوط به معلمان

در نظام تعلیم و تربیت اساس همه ی برنامه ریزی ها بر محوریّت دانش آموز است. بنابر این  ویژگی‌های آنان در تسهیل یا دشواری یادگیری تمام دروس مؤثرند. این ویژگی‌ها در یادگیری دروسی که برای آنان تازگی دارند از اهمیت بیشتری برخوردار خواهند بود. ویژگی‌های دانش‌آموزان در دو حیطه‌شناختی و عاطفی با یادگیری دروس زبان خارجی مرتبط می‌شوند. از ویژگی‌های شناختی آنان می‌توان به هوش، تجارب و آموخته‌های گذشته اشاره کرد. هوش دانش‌آموزان در یادگیری تمامی دروس تأثیرگذار است. تجارب و آموخته‌های گذشته آنان در یادگیری دروس عربی و زبان انگلیسی به شکل خاصی نقش بازی می‌کند. بدین صورت که دانش‌آموزان در کلاس اول راهنمایی تقریباً بدون گذراندن هیچ درس پیش‌نیاز، یادگیری این دروس را آغاز می‌کنند و طبیعی است که عملکرد آنان در این دروس در مقایسه با دروس دیگر از جمله ریاضی، فارسی و... متفاوت و احتمالاً پایین‌تر باشد. تحقیقات مختلف از جمله تحقیق بلوم در چندین کشور دنیا نشان داده است که رفتارهای ورودی شناختی نقش مهمی در یادگیری آموزشگاهی دارند ، بنابراین، یکی از موانع یادگیری دروس عربی و زبان انگلیسی فقدان رفتارهای ورودی شناختی کافی در دانش‌آموزان است.

در حیطه عاطفی و رفتارهای ورودی عاطفی می‌توان به تجارب دانش‌آموزان که در سال‌های قبل از یادگیری زبان عربی و انگلیسی از طریق اعضاء خانواده (خواهران و برادرانی که در دوره راهنمایی و دبیرستان تحصیل می‌کنند) و دوستان و... کسب می‌شوند، اشاره کرد.

به نظر می‌رسد که بیشتر دانش‌آموزان در هنگام ورود به کلاس‌های این دو درس نگرش مثبتی نسبت به یادگیری آنها ندارند و احتمالاً یا دارای حالتی خنثی و یا منفی هستند.

با توجه به اینکه تحقیقات قبلی نقش رفتارهای ورودی عاطفی را در یادگیری دروس تقریباً 25 درصد بیان داشته‌اند، لذا می‌توان گفت که 25 درصد از علت پیشرفت یا عدم‌پیشرفت دانش‌آموزان در این دروس به رفتارهای ورودی عاطفی آنان مربوط می‌باشد. (بلوم به نقل از سیف، 1363).

عامل دوم در زمینه رفتارهای ورودی عاطفی به انگیزه دانش‌آموزان بر می‌گردد. در واقع هیچ فردی بر نقش انگیزه در یادگیری تردید ندارد و این انگیزه در یادگیری زبان خارجی به دو شکل مطرح می‌باشد:

انگیزه یکپارچه و انگیزه وسیله‌ای مطالعات پژوهشی گسترده ثابت کرده‌اند که زبان‌آموزان هنگامی بیشترین موفقیت را کسب می‌کنند که فرهنگ و مردم وابسته به زبان خارجی مورد مطالعه خود را دوست داشته باشند و بخواهند با جامعه‌ای که در آن به آن زبان تکلم می‌شود، آشنا شوند. این حالت را اصطلاحاً انگیزه یکپارچه گویند. منظور از انگیزش وسیله‌ای این است که در این نوع انگیزه هدف از یادگیری زبان خارجی بیشتر کاربرد آن است، مانند گذراندن واحد درسی یا آماده شدن برای کنکور. زبان‌آموزانی که دارای انگیزة وسیله‌ای هستند، موفقیت چندانی در کلاس‌های زبان خارجی کسب نمی‌کنند. حال اگر بی‌انگیزگی تعدادی از دانش‌آموزان در زبان عربی و انگلیسی به این عامل افزوده شود، پیش‌بینی عملکرد آنان در یادگیری این دروس بسیار آسان خواهد بود و آن هم این است که صرف داشتن انگیزه ابزاری باعث یادگیری سطحی دروس مذکور خواهد شد و نداشتن انگیزه هیچ‌گونه یادگیری را به دنبال نداشته و حتی باعث احساس استرس و سرانجام ایجاد تنفر نسبت به کتاب و دبیران این دروس خواهد شد (گرجی، 1375).

به عبارتی دیگر، می‌توان گفت فراگیرانی که دارای انگیزة یکپارچه هستند، می‌توانند در یادگیری زبان خارجی موفقیت کسب نمایند، حال آنکه زبان‌آموزان واجد انگیزه وسیله‌ای ممکن است حتی در هنگام قرار گرفتن در بافت زبان دوم، موفقیت چندانی به دست نیاورند.

البته میزان قرار گرفتن در معرض زبان دوم نیز اهمیت دارد. هیچ کس نمی‌تواند بدون اینکه به اندازه کافی در معرض زبانی قرار گیرد، بر آن مسلط شود. مهم‌ترین برنامه‌های زبانی طوری طرح‌ریزی می‌شوند که از هر سه عامل مورد بحث یعنی انگیزه یکپارچه، وسیله‌ای و قرار گرفتن در معرض زبان و بافت زبان موردنظر استفاده کنند.

از این رو برنامه‌های تابستانی در خارج از کشور (مثل سفر حج یا زیارت عتبات عالیه در کشورهای عربی) یا برنامه‌های مربوط به گذراندن سال آموزشی در خارج از کشور موجب خواهد شد تا آنانی که از انگیزه یکپارچه برخوردارند فرصت یادگیری زبان را در بافتی پیدا کنند که در همان زبان به منزلة وسیله ارتباطی عمده عمل می‌کند و لذا فرصت  استفاده دائمی از آن زبان را به دست می‌آورند. هر چند که انجام این راهبرد پیشنهادی برای نظام آموزش‌وپرورش تقریباً امکان‌پذیر نیست.

یکی از عواملی که باعث کاهش انگیزه وسیله‌ای دانش‌آموزان نسبت به یادگیری درس عربی می‌شود این است که این درس برای آنان جنبه کاربردی ناچیزی دارد. بدین معنی که یک دانش‌آموز ممکن است این گونه پیش‌بینی نماید که تا پایان عمر خود با یک فرد عرب زبان مواجه نخواهد شد و یا در شرایطی قرار نخواهد گرفت که مجبور به استفاده از آموخته‌های کلاسی خود شود. علاوه بر این، چنانچه دانش‌آموزان  قصد ادامه تحصیل در دانشگاه را نداشته باشد و یا رشته مورد علاقه او در دانشگاه نیازی به یادگیری زبان عربی نداشته باشد، انگیزه وسیله‌ای او بسیار کاهش خواهد یافت.

عاملی که در کاهش انگیزه یکپارچه دانش‌آموزان نقش دارد وجود نگرش منفی و یا خنثی نسبت به مردمان کشورهای عرب‌زبان در زمینه پیشرفت علمی، تکنولوژی و انسانی است. این عامل باعث می‌شود تا شاید هیچ دانش‌آموزی آرزوی زندگی و تحصیل در کشورهای عرب‌زبان را در ذهن نداشته باشد و لذا ضرورتی برای یادگیری این درس احساس نکند.

از عوامل مربوط به جامعه می‌توان به ناکافی بودن مؤسسات آموزش زبان عربی در سطح شهرها اشاره نمود. ملاحظه می‌شود که برای یادگیری زبان انگلیسی، دانش‌آموزان می‌توانند در مؤسسات خصوصی آموزش زبان شرکت نمایند. اما در خصوص زبان عربی چنین مؤسساتی یا وجود ندارد و یا بسیار محدوداند. طبیعی است که دانش‌آموزان با یادگیری زبان انگلیسی در دوره ابتدایی و یا همزمان با درس زبان انگلیسی در مدرسه می‌توانند عملکرد بهتری در این درس از خود نشان دهند ولی در درس عربی این امتیاز در جامعه ما وجود ندارد.

در جامعه، مردم و خانواده‌ها نیز اهمیتی که برای یادگیری زبان انگلیسی قایل‌اند، نسبت به درس عربی و زبان عربی قایل نیستند. به عبارتی دیگر، ضمن بی‌اهمیت دانستن یادگیری زبان عربی، نگرش چندان مثبتی به تکلم با آن زبان وجود ندارد. از این رو، تقویت‌های اجتماعی که زبان‌آموز در درس زبان انگلیسی از دیگران دریافت می‌کند، در درس عربی دریافت نمی‌نماید.

در یادگیری زبان فارسی و قواعد آن عوامل دیگری به غیر از معلم و مدرسه نقش دارند از جمله کتاب‌های غیردرسی، داستانی، رسانه‌های گروهی مانند تلویزیون و رادیو، مطبوعات مانند مجلات و روزنامه‌ها. این عوامل در یادگیری درس عربی و زبان در جامعه وجود ندارند. لذا یادگیری دانش‌آموز به فعالیت‌‌های معلم و کتب درس عربی محدود می‌باشد.

در مقایسه با دبیران زبان می‌توان گفت که آنان تقریباً به خوبی می‌توانند به این زبان تکلم کنند و با یک فرد خارجی زبان مکالمه نمایند. اما دبیران عربی در این حد توانمند نیستند، شاید یکی دیگر از موانع مربوط به معلمان وجود این قانون در آموزش‌وپرورش باشد که یک دبیر اگر 3 سال این درس را در دبیرستان تدریس کرده باشد می‌تواند این دروس را ارائه نموده و به عنوان دبیر عربی شناخته شود. سؤال این است که آیا میزان اطلاعات یک دبیر باید صرفاً در حد مطالب کتاب باشد؟ آیا دبیری که یک شب از دانش‌آموزان جلوتر باشد می‌تواند کارایی مورد انتظار نظام آموزش را تأمین نماید؟!!

معلمان عربی شناختی از دانش زبان‌شناسان و روان‌شناسان ندارند. بدین معنی که یک دبیر عربی فاقد آشنایی لازم با یادگیری زبان و مراحل تکامل آن و روان‌شناسی یادگیری و روش‌های آموزشی کارآمد می‌باشد.

دبیران عربی نمی‌توانند اهداف تدریس زبان عربی را به حدی که دانش‌آموزان متقاعد شوند، تبیین نمایند و شاید علت آن نظام آموزشی باشد که این تبیین را برای دبیران بیان نکرده است و لذا هر دبیر در حد توان خود تلاش می‌کند تا هدف از یادگیری زبان عربی را برای دانش‌آموزان تبیین نماید.

بنابراین وقتی دانش‌آموزان پاسخ کافی نسبت به این سؤال که چرا باید درس عربی را یاد گرفت؟ دریافت نمی‌دارند، انگیزه لازم برای تحمل دشواری‌های یادگیری این درس را پیدا نخواهند کرد.

عدم استفاده دبیران از روش‌های متنوع تدریس در کلاس‌های عربی و تأکید صرف بر روش آموزش سنتی به صورت سخنرانی باعث افت جذابیت مطالب این درس می‌شود. عدم استفاده از وسایل کمک آموزشی نیز بر این مشکل خواهد افزود.

بنابراین، تا زمانی که اهداف یادگیری و آموزش درس عربی تبیین و اصلاح نشوند، روش‌های سنتی جای خود را به روش‌های فعال و فرآیند مدار و روش یادگیری در حد تسلط ندهند و دبیران دانش کافی در خصوص علم روان‌شناسی و زبان‌شناسی به دست نیاورند، عملکرد یادگیری دانش‌آموزان و عملکرد آموزشی دبیران در همین سطحی که وجود دارد، خواهد بود.

آیا دبیران زبان غربی در مورد تئوری‌های رشد زبان و آموزش زبان دوم شناختی دارند؟ نگاهی به واحدهای درسی گذرانده شده آنان نشان می‌دهد که آنان مستقیماً این مطالب را در طول دوران تحصیل خود فرا نمی‌گیرند. لازم است در اینجا مختصری از این روش‌ها و مطالب موردنیاز آورده شوند. اول اینکه باید خاطرنشان شود که بین زبان دوم و زبان خارجی تفاوت وجود دارد. بدین صورت که در یادگیری زبان دوم امکان قرار گرفتن زبان‌آموز در بافت آن زبان وجود دارد. اما این شرایط برای یادگیری زبان خارجی میسر نیست. برای مثال برای یک فرد ترک‌زبان، زبان‌فارسی به عنوان زبان دوم مطرح می‌باشد و او می‌تواند در شهرهایی که به زبان فارسی تکلم می‌کنند قرار گیرد و یا از صداوسیما آن را فرا گیرد و یا در محیط مدرسه روزانه چند ساعت در معرض و بافت زبان فارسی قرار گیرد اما برای یادگیری زبان عربی و انگلیسی این امکان به راحتی فراهم نمی‌باشد و ناچاراً باید در قالب کتاب و دستورات آموزشی آن را فرا گیرد.

از طرف دیگر، بین یادگیری زبان اول (تکلم به زبان مادری) و زبان دوم یا خارجی تفاوت وجود دارد. بدین معنی که یادگیری زبان اول نوعی فراگیری جهانی است یعنی همة کودکان یاد می‌گیرند تا به زبان مادری خود تکلم نمایند. اما یادگیری زبان دوم یا خارجی برای آنان حالتی فراگیر و اجباری ندارد. یعنی یک کودک فارس‌زبان همان زبان مادری خود را می‌داند و اجباری به یادگیری زبان عربی و انگلیسی احساس نمی‌کند. ولی یک کودک ترک‌زبان ناچار می‌شود زبان فارسی رادر مدرسه بیاموزد ولی برای یادگیری زبان عربی و انگلیسی آنچنان تحت فشار و اجبار قرار ندارند.

در واقع تنها دلیل یادگیری زبان دوم یا خارجی برآورده نشدن نیازهای ارتباطی افراد به وسیله زبان اول است. از آنجا که تعداد زیادی از همسایه‌های ایران را کشورهای عرب‌زبان تشکیل می‌دهند و ارتباطات بیشتری بین ایرانیان و کشورهای عرب‌زبان مثل عراق، کویت، عربستان و سوریه وجود دارد، برای ایجاد ارتباط با آنها، نیاز به یادگیری زبان عربی وجود دارد.

از طرفی دیگر، بخشی از کلمات زبان فارسی را لغات عربی تشکیل می‌دهند و به منظور ریشه‌یابی لغات، نیاز دانش‌آموزان فارس‌زبان به یادگیری دستورات و قواعد، صرف و نحو و واج‌شناسی زبان عربی بیشتر می‌باشد. کتاب آسمانی ما مسلمانان و بسیاری از متون دینی معتبر به زبان عربی بوده و به منظور درک بهتر و استفاده بهینه از آن، یادگیری زبان عربی ضروری می‌نماید. سرانجام این که زبان عربی، زبان مشترک مسلمین محسوب شده و برای تحکیم ارتباطات خود لازم است به این زبان در حد تسلط آشنا شده باشند.

اکثر شرایط یادگیری زبان دوم مانند یکی از سه نوع زیر می‌باشد:

اضافی، تکمیلی و جانشینی در نوع اضافی، فرد علاوه بر یادگیری زبان اول به یادگیری زبان دوم نیاز دارد یعنی یادگیری زبان دوم در شرایط خاص موردنیاز خواهد بود. مثلاً وقتی فرد برای مدت کوتاهی به یک کشور عرب‌زبان می‌رود یا علاقمند به خواندن مطالب نویسندگان خارجی است.

در نوع تکمیلی، زبان دوم نقش تکمیلی برای زبان اول دارد. این مورد شامل اهل یک لهجه خاص می‌باشد که خواندن و نوشتن را به زبان استاندارد می‌آموزند مثل ایرانیان که عربی را به منظور تکمیل آموزه‌های دینی خود یاد می‌گیرند.

در یادگیری از نوع جانشینی، زبان دوم به تدریج تمامی احتیاجات ارتباطی گوینده را فراهم می‌سازد و از به کار بردن زبان اول در می‌ماند و آن را به نسل بعد منتقل نمی‌کند. در واقع زبان دوم جایگزین زبان اول می‌گردد.

لازم است در مورد روش‌های مهم زبان‌آموزی نیز سخنی به میان آید و آن اینکه این روش‌ها را می‌توان به چهار دسته زیر تقسیم کرد:

1ـ روش دستور ـ ترجمه

2ـ روش مستقیم

3ـ روش تقلیدی ـ حفظی یا گوشی ـ زبانی

4ـ روش شناختی

در روش مستقیم، معلم به زبان موردنظر صحبت کرده و تدریس می‌نماید. یعنی دبیر صرفاً از زبان خارجی استفاه می‌کند و برای درک بهتر دانش‌آموزان از مطالب مورد آموزش از تصاویر و وسایل کمک آموزشی بهره می‌گیرد. مثل درس دادن استادان دانشگاه در رشته زبان‌انگلیسی در روش تقلیدی ـ حفظی، صحبت کردن و گوش کردن مورد تأکید است و نوشتن و خواندن معمولاً یک هدف ثانویه محسوب می‌گردد.

در روش دستور ـ ترجمه، معلم به آموزش قواعد دستوری و ترجمه متون زبان خارجی می‌پردازد یعنی همان روش مورد استفاده دبیران عربی در نظام آموزشی ما.

البته در عمل به ندرت می‌توان به یک کلاس درس زبان خارجی (عربی و انگلیسی) برخورد کرد که منحصراً براساس یکی از روش‌های مذکور عمل کنند، بلکه تلفیقی از این روش‌ها به کار برده می‌شوند. ولی، در مدارس ایران و در درس عربی روش دستوری ـ ترجمه حالتی غالب دارد.

 

 

 

 

 

مشکلات مربوط به تدریس زبان عربی

مشکل اول،آشنا نبودن یا عدم رغبت معلمان به استفاده از روش های جدید آموزش زبان و به تبع آن مجهز نبودن بسیاری از مدارس و مراکز آموزشی به امکانات مورد نیاز جهت استفاده از امکانات سمعی و بصری و سیستم هوشمند آموزش.

 مشکل دوم ، عدم توجه کافی از سوی مؤلفین کتاب‌ها و معلمان به بعد محتوایی آموزش زبان عربی و تأکید بیش از اندازه بر بُعد دستوری آن. این موضوع به ویژه با وسعت بسیار زیاد قواعد دستوری در این زبان باعث کاهش انگیزه فراگیران و دشواری یادگیری آنان می‌شود.

مشکل سوم،  تدریس نتیجه مدار است که هدف از آموزش زبان عربی و یادگیری آن توسط دانش‌آموزان، پرورش توانایی پاسخگویی به سؤالات کنکور می‌باشد. مانع دیگر عامل زمان است. اگر هدف آموختن مطالب درسی در حد یکسان باشد، باید زمان موردنیاز برای همه دانش‌آموزان فراهم شود مطالب فعلی درس عربی برای یک دانش‌آموز دارای هوش متوسطِ بالا و انگیزه وسیله‌ای بالا مناسب می‌باشد ولی برای دانش‌آموزان واجد هوش متوسط یا بعضاً متوسط پایین، نمی‌تواند کفایت کند. بنابراین اگر هدف آموزش‌وپرورش رسیدن به یادگیری یکسان در فراگیران باشد باید تفاوت‌های شناختی و انگیزشی آنان را در نظر گرفته و زمان‌های متفاوتی را صرف رسیدن به این هدف نماید.

مشکل چهارم ، عدم استفاده از معلمان متخصص رشته زبان و ادبیات عربی. این مشکل به ویژه در سطوح پایین تر موجب می شود دانش آموز به خوبی مورد تعلیم قرار نگیرد و درسطوح بالتر با مشکل جدی برخورد می کنیم.

مشکل پنجم ، یکی از مهمترین مشکلاتی که در سنوات اخیر، نظام آموزش و پروش و آموزش عالی مبتلا به آن شده است توجه  افراطی به موضوع میزان قبولی ( درصد قبولی) معلمان و مدرسان است که این امر موجب شده برخی از معلمان یا مدرسان به منظور مورد بازخواست قرار نگرفتن و یا از دست ندادن کار خود اقدام به دادن نمرات غیر واقعی نمایند که ضربات سهمگین این اقدام موجب شده محصول چندین ساله وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم این باشد که سالیانه هزاران جوان بدون داشتن سواد و تخصص مورد نیاز فارغ التحصیل شوند .

تدریس قواعد به منظور کمک به تسهیل یادگیری زبان عربی است. به نظر می‌رسد در تدریس دروس عربی در سیستم آموزش‌وپرورش ایران، این نکته بالعکس اجرا می‌شود، یعنی به جای تأکید و تلاش در جهت ژرف‌سازی مکالمه ی عربی و رسیدن به هدف این درس که همان قرائت و ترجمه صحیح متون دینی می‌باشد آن قدر به نکات دستوری پرداخته می‌شود که ضیق وقت تدریس این کتب مانع از وقت و سرمایه‌گذاری زمانی برای قرائت ترجمة صحیح می‌گردد. با توجه به اینکه مؤلفین این کتب هم در دستور کارشان این نکات را گنجانده‌اند ولی نتیجه مداری فرایند تدریس باعث می‌شود که جهت تقویت توانایی دانش‌آموزان در پاسخ‌دهی به سؤالات کنکور همین. بخش مذکور یعنی دستور زبان اهمیت بیشتر بیابد.

پیشنهادات

1- معلمان سعی کنند مانند همه ی کشورها توسعه یافته یا درحال توسعه از روش های نوین درتدریس استفاده کنند و از روش های سنتی چند صد ساله فاصله بگیرند.

2- در آموزش زبان معلم باید به موضوع تمرین و تکرار بسیار اهمیت دهد و حد الامکان قسمتی از درس را به زبان عربی تدریس نماید

1ـ برگزاری برنامه ی اردوهای تابستانی دانش‌آموزان در مناطق عرب‌نشین ایران تا با محاوره عربی آشنا شوند.

2ـ استفاده از یادیارها (کلمات اختصاری) برای یادآوری قواعد.

3ـ تبیین اهداف آموزش کتب عربی در ایران برای دانش‌آموزان و معلمان.

4ـ حل مشکل ضیق وقت تدریس کتب عربی (حجم مطالب دستوری کاهش یابد یا زمان تدریس این کتب افزایش داده شود).

5ـ فقط از دبیران متخصص در رشته ادبیات عرب جهت تدریس کتب عربی استفاده شود.

6ـ مشکل نتیجه مداری کنکور حل شود تا دبیران عربی به تدریس فرایند مدار روی آورده و از صرف بیش از اندازه زمان برای تبیین قواعد دستوری بپرهیزند

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

                                                                        شقاقی

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 | 13:42 | نویسنده : محمد شقاقي |
زبان عربی و یا به تعبیر دقیق‏تر ادبیات عرب شامل چهارده علم است, و هر كسی تسلّط كافی بر این چهارده علم داشته باشد عنوان «ادیب» بر او اطلاق می‏شود. از این چهارده علم, چهار علم ساختار اصلی زبان عربی را تشكیل می‏دهند كه عبارت‏اند از: صرف, نحو, اشتقاق و لغت؛ ریخت و شاكله اصلی كلمات در این زبان برده و اصل استوار است. ماده «ض.ر.ب» كه همان حروف باشد و یك هیأت كه به آن «بناء, وزن, صیغه» می‏گویند و در آن حروف اصلی و زائد ملاحظه شده است و شق دیگری از كلمات عرب را اشتقاق می‏گویند كه كلمات عرب را از حیث ماده و معنا در بر می‏گیرد.

لغت عرب از حیث كثرت مفردات, استعارات, تمثیل, قلب حروف و تمییز و ضمائر و اسامی مفردات و مترادفات و جایگزینی كلمه‏ای در جای كلمه‏ای دیگر مثل, جایگزینی مصدر در مقام فعل امر, و فاعل در مقام مصدر, یا تقدیم تأخّر در مقام حال و حصر و ویژگیهای از این قبیل, ظرافت و بسامدی به زبان عربی بخشیده و از همین‏رو, شاكلة زبان و ساختار ظاهری زبان عربی از اصل و زیاده تشكیل شده كه زیادتی آن در حروف و اصل آن در ریشة كلمات نماد و نمود دارد. البته, بنابر تحقیق و استقصای علمای لغت, حروف زائده از ده تجاوز نمی‏كند و آن را جهت حفظ و یادگیری در كلمة «سألتمونیها» جمع كرده‏اند و اگر حركات سه‏گانه در صورتی كه آنها حروف كوچك شمرده شود به این عدد اضافه كنیم تعداد حروف زائد به سیزده عدد می‏رسد.

از طرفی همین كلمات از حروف اصلیِ «ثنائیه, ثلاثیه و رباعیه و خماسیه» تشكیل شده است. بنابر اظهار نظر زبان‏شناسان هیچ زبانی به اندازة زبان عربی بسامد لغات ندارد و همین بسامد لطافت خاصی به زبان عربی و لغات آن بخشیده است به عنوان مثال استعاره, مترادفات, قلب و اِبدال و اشتقاق كبیر و صغیر كه, این اشتقاق به این گستردگی از ویژگیهای لغت عرب است, و لطافت و بسامد خاصی به این لغت و زبان بخشیده است. به عنوان مثال كلمة «كَتَبَ» و اشتقاق آن «كاتب, مكتوب, كتاب, مكتبه, مكتب, یكتب, اكتب, كُتَیْب و...» می‏باشد. همان طوری كه ملاحظه می‏شود حرف اصلی یعنی «كتب» در تمام مشتقات این كلمه آمده است, كه اصلاً با زبانهایی مانند زبان انگلیسی قابل مقایسه نیست, و لذا گفته‏اند زبان انگلیسی تك هجایی است و از بسامد و گستردگی قابل ملاحظه‏ای برخوردار نیست

ادیبان بِنای كلمات عرب را بر سه گونه «اسم, فعل, حرف» دانسته‏اند و اول كسی كه صیغ اسمی را احصا كرد امام النحویین سیبویه فارسی است كه 308 بِنا بر اسم شمرده و سپس جناب سراج  بِنا بر آن اضافه كرد كه در جمع 330 بِنا شد.



تاريخ : شنبه پنجم شهریور 1390 | 0:0 | نویسنده : محمد شقاقي |
  • لوگین
  • بک لینک